شیوههای شخصیتپردازی غیرمستقیم (کنش، گفتار و نامگذاری) در رمان «زقاقالمدقّ» اثر نجیب محفوظ
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه زابل
2 کارشناس ارشد ادبیات فارسی، دانشگاه زابل
3 کارشناس ارشد ادبیات فارسی، دانشگاه زابل
doi
چکیده
نجیب محفوظ از جمله نویسندگان موفق عرب زبان است که در سال 1988میلادی به اخذ جایزة نوبل ادبی نائل گردید. زقاقالمدق از مشهورترین رمانهای او محسوب میشود که در آن با دستمایه قراردادن رویدادهای محلهای به نام "زقاق مدق" بصورتی نمادین به بیان اوضاع و شرایط ناگوار اجتماعی و اقتصادی طبقه متوسط و پایین مصر در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم و سلطة استعمار انگلیس بر این کشور میپردازد. نجیب محفوظ، تمام مؤلفههای داستانی را در این اثرش بکار گرفته است. در این بین، پردازش عنصر شخصیت از بنیادیترین ساختمایهها قلمداد میگردد. در همین راستا و برای فرایافت این مدعا و تأیید درستی آن، جستار پیش روی برآن است تا به بررسی و تحلیل شخصیتهای رمان، اعم از فرعی و اصلی، ایستا و پویا، مثبت و منفی، راضی و ناراضی و شیوة شخصیتپردازی غیرمستقیم (کنش، گفتار و نامگذاری) در آن بپردازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که، شخصیتهای این داستان، غالبا ایستا و نمونه واقعی افرادی هستند که در جامعة مصر زندگی میکنند. در پردازش شخصیتها اگرچه نویسنده از تمام شیوهها استفاده کرده، اما بیشتر به شخصیتپردازی از طریق گفتگو و نامگذاری اشخاص اعتنا داشته است.