شخصیت آفرینی در ادبیات داستانی کودک «بررسی مجموعه ی «قصص عن ثعلب» اثر زهیر ابراهیم رسام»

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی سینا

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه تربیت مدرس

3 دانش‌آموخته ارشد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بوعلی سینا

4 استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه خلیج فارس

doi
چکیده

کودکان برای پذیرش یا رد بسیاری از باورها استعداد بسیاری دارند و دوره کودکی مرحله بسیار مهمی در زندگی ملت‌ها است. این امر کارکرد تربیتی و روان­شناختی داستان کودک را - که بارزترین جلوه آن شخصیت­پردازی است - دوچندان می­کند. از این­رو شخصیت داستان کودک در عین خیال انگیزی، باید طبیعی و باورپذیر باشد و با شایستگی، موانع را از سر راه بردارد. باورپذیری و شایستگی قهرمان، ‌شخصیت داستانی را در نزد کودکان، دوست داشتنی و الگوپذیر می­نماید. زهیر ابراهیم رسام نویسنده‌ی عراقی داستان کودک در مجموعه داستانی «قصص عن ثعلب» خود، به مقوله شخصیت توجه ویژه­ای دارد. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی می­کوشد تا با تحلیل هنری شخصیت­ها، به‌ویژه شخصیت‌های اصلی این مجموعه داستانی، مساله باورپذیری و شایستگی آنان را در داستان، روشن و شگردهای آن را بیان کند. یافته­های  پژوهش نشان می­دهد که راوی با بهره بردن از ترفندهایی مانند: ایستایی، سادگی، بروز رفتارهای واقعی در جهان متن و گوناگونی اکثر شخصیت‌­ها، آنان را باورپذیر و شایسته نشان می­دهد و ضمن تاکید بر درون‌مایه‌هایی چون اندیشه‌ورزی و پایداری در برابر ترفندهای شخصیت منفی داستان- که معمولاً روباهی است مکار- آن را در ذهن کودک جای‌داده، تثبیت می‌کند.