اثر کارکردی فضاهای عمومی در پایداری حس تعلق مکانی مطالعه موردی: فضاهای عمومی بافت مرکزی شهر زنجان
نویسندگان
1 گروه آموزش جغرافیا، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22034/jsc.2024.432435.1756چکیده
حس تعلق به مکان نمودی از حس انسان به فضایی است که با آن روابط عاطفی برقرار کرده و از بودن در آن احساس سرزندگی توأم با دلبستگی و وابستگی میکند. بنیان روش این تحقیق بهصورت ترکیبی (کیفی و کمی) مبتنی بر روش تفسیری و آماری پایهگذاری گردیده است. شیوه گردآوری دادههای بهصورت کتابخانهای - میدانی (مصاحبه، مشاهده و پرسشنامه) میباشد. جامعه موردمطالعه دربرگیرنده استفادهکنندگان فضاهای عمومی بافت مرکزی شهر زنجان میباشد که در نمونهای با حجم 380 موردمطالعه شده است. شاخصهای پژوهش شامل چهار مؤلفه اصلی هویت مکان، دلبستگی مکان، وابستگی مکان و پیوند اجتماعی است. تجزیهوتحلیل دادهها به روش تفسیری مبتنی بر استقرا و کمی مبتنی بر رگرسیون چندمتغیره منطبق بر ساختار تحلیل مسیر و مدل تعقیبی میباشد. نتایج نشان میدهد فضاهای عمومی با کارکردهای مختلف در بافت مرکزی شهر زنجان علیرغم گرایش به مطلوبیت متفاوت از هم عمل نموده و فضاهای با عملکرد جمعی حس تعلق مکانی بیشتری ایجاد مینمایند. حس تعلق مکانی در دو وجه حس به مکان اصلی و حس به مکان پیرامون شکلگرفته است که شدت آن بهتناسب قشربندی اجتماعی از کانون به پیرامون کمتر شده، ولی به اضمحلال کامل نمیرسد. رگرسیون چندمتغیره در سطح اطمینان 95 درصد با اثرگذاری 96 درصد مسیر شاخصهای حس تعلق مکانی را تبیین نموده و مدل تعقیبی تفاوت معنادار متغیرهای حس تعلق مکانی در کارکردهای مختلف فضا با سطح معناداری قابلقبول (pvalue= 0/03) را نشان میدهد. یافتهها بیان میدارد ساختار فعالیت و حس مکان بهتناسب نوع عملکرد فضا متفاوت از هم میباشند طوری که مکانهای واقع در فضاهای با عملکرد مشابه دارای حس تعلق همسان با حداقل اختلاف معناداری باشد. لذا تنوع کارکردهای فضا، اثرگذار بر میزان حس تعلق محلی بوده و متناسب با نوع عملکردی فضا شدت و ضعف میگیرد.