پدیدار شناسی عدم الگوپذیری اخلاقی از معلم: تجربه زیسته دانشآموزان چند ملیت در شهر مشهد
نویسندگان
1 گروه روان شناسی مشاوره و تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد. مشهد ایران
2 گروه روان شناسی مشاوره و تربیتی،دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه فردوسی، مشهد ایران
doi
چکیده
تحقیق حاضر، دنبال شناسایی موانع الگوپذیری اخلاقی در روابط میان معلم و دانشآموز بوده است. برای پاسخ به سؤالات تحقیق از پدیدارشناسی توصیفی استفاده شده که در آن مصاحبهای با 14 دانشآموز از ملیتهای مختلفی که در شهر مشهد اقامت دارند انجام شده است. مشارکت کنندگان از 8 ملیت (هندوستان، افغانستان، چین، پاکستان، نیجریه، گامبیا، لبنان و گینه) هستند و از بین آنها، 7 دانشآموز پسر و 7 دختر و سن آنها بین 12 تا 17 سال (و میانگین 13.6) است. در این پژوهش اعتبار بخشی دست آوردها طبق دیدگاه مگوئیر صورت گرفته و با کمک فردی دارای تجربه تحقیق کیفی به عنوان ناظر در کلیه مراحل تحقیق و همچنین مضامین و زیر مضامین به دست آمده به شرکتکنندگان ارائه شده و نظرات آنها اعمالشده است وگزارش نهائی، همراه با ذکر نقل قولی از شرکتکنندگان آورده شده است. پس از تحلیل دادهها، چهار مضمون و دوازده زیر مضمون بهدستآمده و مواردی از قبیل نگرشهای دانشآموز نسبت به معلم، ادراک دانشآموز نسبت به رابطه معلم-دانشآموز، نگرش دانشآموز نسبت به خود و تأثیر دیگران ازجمله عواملی معرفی شدند که در الگوپذیری دانشآموز از معلم، نقش و تأثیر دارند. مجموع نگرشهای مربوط به موارد، در صورت منفی بودن، نقش قابل توجهی در الگوپذیری دانش آموز از معلم بازی میکنند. یافتههای پژوهش با نظریه شناختی اجتماعی بندورا و بخشی از نظریه تحولی-تفاوتهای فردی مبتنی بر ارتباط همسو بوده. دست آوردهای پژوهشی، توجه به هیجانات مثبت در فرایند آموزشی و انعطاف پدیری در تعامل معلم-دانش آموز را پیشنهاد می کند.