اثر توسعه فرآیند جذب و انباشت دیاکسیدکربن بر تقاضای حاملهای انرژی و رشد اقتصادی در ایران با استفاده از روش تعادل عمومی محاسبه پذیر
نویسندگان
1 دانشیار گروه توسعه و برنامهریزی اقتصادی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 کارشناسی ارشد، گروه توسعه و برنامهریزی اقتصادی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه توسعه و برنامهریزی اقتصادی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
چکیده
امروزه اثرات گلخانهای ناشی از مصرف حاملهای انرژی و خصوصاً انتشار دیاکسیدکربن باعث نگرانی اکثر جوامع توسعه یافته دنیا شده است. لذا کشورهای توسعهیافته جهت حرکت به سمت اقتصاد کمکربن به ابزارها و روشهای متفاوتی متوسل گردیدهاند. جذب و انباشت دیاکسیدکربن رویکردی فناورانه جهت کاهش انتشار دیاکسیدکربن بهشمار میرود. این روش تنها رویکرد مؤثر و پایدار منحصر بفرد در دنیاست که کشورها را برای رسیدن به اقتصاد با سطح بهینه دیاکسیدکربن سوق میدهد. در این مطالعه از روش تعادلعمومیمحاسبهپذیر و جدول داده - ستانده ملی سال 1390 مرکز آمار ایران استفاده شدهاست. نتایج این مطالعه نشان میدهد که بخشهای کلیدی فرآیند جذب و انباشت دیاکسیدکربن در اقتصاد ایران؛ بخشهای کشاورزی و دامپروری، حملونقل و سیمان میباشند، که این فرآیند با کاهش میزان کربن موجود در اقتصاد و رساندن آن به میزان بهینه، تأثیر بسزایی در افزایش تقاضا برای حاملهای انرژی بهویژه در بخش حملونقل و سیمان به نسبت سایر بخشها خواهد داشت. همچنین توسعه فرآیند جذب و انباشت دیاکسیدکربن منجر به افزایش بیشتری در تقاضای نفت گاز، گازوئیل، نفت کوره، زغال سنگ نسبت به سایر حاملهای انرژی میشود. بنابراین توسعه فرآیند جذب و انباشت دیاکسیدکربن با کاهش مشکل آلایندگی حاملهای انرژی موجب افزایش تقاضا برای آنها شده و در نهایت سبب افزایش تولیدناخالصداخلی خواهد شد. لذا اجرا و توسعه این فرآیند میتواند رشد اقتصادی را برای ایران به ارمغان آرود.