نشانه¬ ـ معناشناسی ساختار روایی داستان «و ما تشاؤون» بر اساس نظریه گریماس

doi
چکیده

گریماس، معناشناس فرانسوی، کوشیده است الگویی منسجم جهت مطالعه روایت ارائه نماید. بر اساس آنچه از نظر وی و نشانه­معناشناسی نوین دریافت می­شود، شناخت متون ادبی دیگر مبتنی بر تحلیل مکانیکی و شناخت فرستنده و گیرنده نیست. بلکه مهم شناخت سیر تولید متن تا انتقال و دریافت است که شامل عناصر کنشی و شَوِشی و رخدادی می‌شود.   این مقاله به بررسی شرایط تولید و دریافت معنا در نظام گفتمانی روایی داستان «وما تشاؤون» می‌پردازد. نظام­های گفتمانی یا مبتنی بر کنش هستند که نظام­های گفتمانی شناختی را می­سازند یا مبتنی بر شَوِش که نظام­های گفتمانی احساسی را می­سازند. داستان پایداری «و ما تشاؤون» به دلیل منطق روایی حاکم بر آن، قابلیت تحلیل و بررسی از دیدگاه نظام­های گفتمانی کنشی (و بعضا شَوِشی) را دارد. هادی، کنشگر اصلی، تابع برنامه است و توانش روحی و جسمی او، موتور اصلی کنش او را به وجود می­آورد. کنشگر با کمک کنش­یارها بر نیروهای مخالف پیروز می­شود و کنش را انجام می­دهد و به ترتیب مراحل آماده­سازی و آزمون اصلی را پشت سر می­گذارد وبه آزمون سرفرازی می­رسد. در این مرحله به پایان فرایند روایی کلام (یا ارزیابی) و ارزش می­رسد. گفتمان غالب آن، هوشمند (یا کنشی) بوده و روند شکل­گیری ارزش به گونه­ای است که گفتمان اخلاق­مدار می­شود. البته در این داستان با گفتمان رخدادی و کنش متکی بر ابرحضور هم روبه­رو هستیم. بدین ترتیب هدف این نوشتار واکاوی فرایند نشانه­معناشناسی داستان مذکور بر اساس الگوی مطالعاتی گریماس است تا نشان دهد چگونه کنش و شَوِش باعث شکل­گیری گفتمان «و ما تشاؤون» شده و انواع نظام­های هوشمند و احساسی و رخدادی را به وجود آورده است.