نظریه استخراج در ساختار حکمرانی صنعت نفت ایران با نگاهی تطبیقی
نویسندگان
1 استادیار، دانشکده نفت تهران، دانشگاه صنعت نفت، تهران، ایران (نویسنده مسئول).
2 استادیار، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
3 دانش آموخته دکتری، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.48308/eclr.2024.234182.1044چکیده
نظر به جایگاه غیرقابل انکار نفت در قلمرو تجارت بینالملل، همه کشورهای جهان نیاز مبرمی به حضور موثر در هندسه جهانی نفت دارند. لذا کلیه نظامهای سیاسی و اجتماعی ساختارهای حکمرانی خود را به گونهای تنظیم میکنند که هندسه جهانی انرژی به نهادهای متولی در این کشورها اجازه حضور در عرصه جهانی را بدهد. با عنایت به اینکه ایران دارای اقتصاد منابع محور بوده، ضرورت حکمرانی صنعت نفت دوچندان است و از آنجایی که وزارت نفت با عنوان نهاد متولی صنعت نفت در ایران شناخته میشود، لذا در این مقاله تلاش گردیده، ساختارهای حکمرانی نهاد یاد شده تبیین و ضمن آسیبشناسی موضوع، به منظور برونرفت از خصایص آسیبزا از جمله دولتی بودن، جزیرهای بودن، وابسته به دولت که توان حضور فعال و موثر را نه تنها در حوزه داخلی، بلکه در حوزه بین المللی سلب نموده، با بهرهگیری از دادههای کتابخانهای و در تحقیقی تحلیلی و کاربردی، کارآمدترین پیشنهاد یعنی تفکیک و استخراج برخی از اجزای این حوزه از دولت که میتوان از آن با عنوان نظریه استخراج یاد کرد را ارائه نماییم .به عبارتی، بایستی برخی از اجزای انرژی کشور را از درون ساختار ناکارآمد فعلی دولتی استخراج نمود و با یک حکمرانی انرژی نوین، گروه شرکتهای انرژی را در خارج از ساختار دولت، ذیل قواعد بخش خصوصی تأسیس یا حکمرانی مجدد نمود و اعتقاد بر این است که در چنین شرایطی، ساختار راهبری انرژی کشور کارآمدی خود را به دست خواهد آورد. مطالعه تجارب نروژ در زمینه حکمرانی نفت نیز موفقیت این شیوه را روشن میکند.