عنصر آب در قصیدۀ «یتوهج کنعان» عزالدین مناصره بر اساس روش نقدی گاستون باشلار

doi
چکیده

گاستون باشلار، فیلسوف، ریاضی­دان، فیزیک­دان و ناقد ادبی فرانسوی، با تکیه بر چهار عنصر آب، باد، خاک و آتش، یک شیوۀ نقدی جدید در حوزۀ ادبیات، ارائه نمود. در روش نقدی او، شاعر ابتدا اندیشۀ ذهنی خود را در تخیلاتش می­پروراند و بعد، آن اندیشه­ها را در قالب کلمات، به وجود لفظی و تصاویر شاعرانه مبدل می­سازد؛ به نظر او عناصر چهارگانه، منبع الهام و شکل­گیری خیالی هستند که اثرگذاری و اعجاب­انگیزی فراوانی در پی دارند. او آب را یک موجود زنده­، مؤنث و پراحساس می­داند که در حالت­های مختلف، تخیلات مختلفی را به مخاطب القا می­کند. این شیوۀ نقدی در برخی قصاید شاعران طبیعت­گرا، از جمله قصیدۀ «یتوهج کنعان» عزالدین مناصره دیده می­شود. مناصره، شاعر متعهد فلسطینی، در سرودن این قصیده به طبیعت گرایش فراوانی یافته و آب در کنار پدیده­های طبیعی دیگر در این قصیده، کارکرد فراوانی دارد. دریا، چشمه، باران، اشک و شبنم، هر یک در این قصیدۀ طولانی، جایگاه مهمی داشته و با دلالت­های واقعی و رمزی خود، تخیلی را ایجاد نموده­اند که در بسیاری از موارد، بر اساس تخیل ابداعی باشلار، قابل تفسیر و تحلیل است؛ البته شایان ذکر است که این امر، با توجه به گرایش­های پست­مدرنیستی مناصره و هنجارشکنی­های او، مصداق کامل ندارد و در برخی موارد تخیلات شعری او با تخیلات باشلار یکسان نیست. این مقاله گامی است در جهت نشان دادن خیال و تصویرسازی­های مناصره با استفاده از عنصر آب؛ این­که آب چه جایگاهی در خیال شعری مناصره داشته و نقش آن در تصویرسازی­های شاعر چگونه ارزیابی گشته و تا چه حدی با نقد ابداعی باشلار قابل تطبیق است. به عنوان مثال، الهامات آب­های جاری، ایستا، ژرف، تیره، پاک و شیرین مورد استفاده در قصیده، که با شیوۀ نقدی باشلار منطبق هستند، مورد ارزیابی قرار گرفته­اند.