نقش شخصیّت‌پردازی در شکل‌گیری دیالکتیک در تسلّای فلسفه

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد کلام تطبیقی، گروه حکمت و کلام، دانشکده الهیات و ادیان، دانشگاه شهید بهشتی،تهران

2 فلسفه و کلام اسلامی،الهیات و ادیان،شهیدبهشتی،تهران،ایران

doi
10.30465/os.2025.50201.2009
چکیده

تسلّای فلسفه تسلّایی ادبی است. این رساله گفتگوی بین بوئثیوس و فلسفه شخصی شده‌ای است که به نظم و نثر ارائه می‌شود. در این مقاله شش مؤلفۀ تحلیل سبکی: رسانۀ متنی، رمز زیانی-جامعه‌شناختی، زاویۀ دید، شخصیّت‌پردازی، ساختار متنی و بینامتنیّت در تسلای فلسفه بررسی می‌شوند. در بین این مؤلفه‌ها، مشخصاً شخصیّت‌پردازی در تسلّای فلسفه، بخشی از مسئله این پژوهش را تشکیل می‌دهد؛ زیرا آنچه به ما زاویۀ دید راوی را ارائه می‌کند و موجب برقراری دیالکتیک می‌شود، شخصیّت است و از آنجایی‌که تحلیل سبکی که منجر به تجزیه و تحلیل یک متن می‌شود، برآیند بررسی هر شش مؤلفه است، بررسی پنج مؤلفۀ دیگر به عنوان روش این پژوهش انجام می‌شود. در این رساله شخصیّت برای هدفی غیر از شخصیّت‌پردازی و به منظور انتقال هدف نویسنده خلق شده است. به نظر می‌رسد بوئثیوس در این اثر به ادبیات نگاه ابزاری دارد و با استفاده از عناصر ادبی‌ای همچون شعر و موسیقی و توصیفات مطابق با سنت ادبیات تصویری باستانی به دنبال القای تفکرات فلسفی خود است. در تسلای فلسفه موضوع گفتمان پیوند با ابدیّت و امر جاودانه، مفهوم گفتمان مفهومی انسان‌گرایانۀ متکی بر مسائلی همچون عدالت، مشیّت، خیر، حقیقت، جبر و ارادۀ آزاد است که این دو مؤلفه حاکی از زاویۀ دید ایدئولوژیکی تسلای فلسفه است. در این رساله نه تنها شیوۀ گفتمان، دیالکتیک است، بلکه دیالکتیک به معنی نوافلاطونی آن یعنی «سیر» نیز هست که به نور حقیقی می­رسد.