صورت‌بندی بازار تئاتر به مثابه نظام مالکیت حقوقی

نویسندگان

1 دکتری تخصصی مطالعات تئاتر،گروه هنرهای نمایشی، دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشیار گروه هنرهای نمایشی، دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دانشیار گروه هنرهای نمایشی، دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22034/theater.2023.411429.1001
چکیده

پژوهش حاضر کوشیده است بازار تئاتر را به مثابۀ یک نظام مالکیت حقوقی، تبیین و صورت‌بندی کند. چارچوب نظری مورد استفاده در پژوهش حاضر، عبارت است از پیاده ‏سازی رویکرد عدالت‏محور در خوانش از نظریه و مفاهیم تشکیل دهندۀ اقتصاد سیاسی. به زبان ساده، فهم بازار تئاتر در مواجهه با نیروهای موجود در جهان اقتصادی و سیاسی تولید تئاتر، که به صورت توأمان یکدیگر را دفع و جذب می‏ کنند، چارچوب نظری پژوهش حاضر را سامان داده است. در نخستین گام، تشریح و تحلیل سه رویکرد اصلی-آزادی‌خواهانه، قراردادی، هگلی- در خوانش نظریه‏ های عدالت‌محور از اقتصاد سیاسی، مختصات بازار را تعیین کرده و مفاهیم مستخرج از آنها -شرافت، آدمیت، هویت فردی- در جایگاه سنگ بنای بازار شناخته و معرفی می‏ شوند. سپس، رابط‏ه ای اصلی یا پل‏های سازندۀ مفهوم بازار تئاتر با تکیه بر عناصر اصلی در رویکردهای سه ‏گانۀ عدالت‌محور به دست می‏ آید که به ترتیب عبارت‌اند از: پذیرش جامعه به مثابۀ خاستگاه بازار تئاتر، اتکا بر واقعیت ‏های موجود و نه فرضی در تعریف حدود بازار، مفهوم فرد و هویت فردی و یکپارچگی حاصل از ساختار تقابلی و عادلانه. در پایان، صورت‌بندی بازار تئاتر بر اساس ویژگی‏ های به‌دست‌آمده از رویکردهای عدالت ‏محور و نیز مشخصات حقوق مالکیت، حاصل شد؛ تعریفی که می ‏توان جنبۀ کاربردی و عملگرایانۀ آن را، عبارت از ابهام ‏زدایی از مفهوم بازار در مطالعات هنرهای اجرایی و نیز زمینه ‏سازی برای فهم درست نقش و جایگاه آن در اقتصاد فرهنگ و هنر دانست. ازاین‌رو، بازار تئاتر را می ‏باید بازاری قلمداد کرد، برآمده از جامعه که مبتنی بر سه اصل شرافت، آدمیت و هویت فردی، مناسبات سه‏ گانۀ تولید، توزیع و مصرف تئاتر -در انواع- را، سازمان‌دهی کرده و در شبکه‏ای از روابط مبادله‏ای با دولت و قانون حاکم بر آن جامعه، به وجود آمده و خود را حفظ می‏ کند.