مطالعۀ ساختاری فرش‌های منقوش در نگارۀ محاورۀ دانشوران و نگارۀ جشن در دربار برای اعلام عروسی حضرت یوسف (ع)

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی‌ارشد پژوهش فرش، دانشکده صنایع‌دستی، دانشگاه‌ هنر اصفهان، اصفهان، ایران.

2 استادیاد گروه معارف دانشگاه هنر اصفهان.

doi
10.22077/nia.2023.5605.1645
چکیده

شناسایی اصول ساختاری حاکم بر فرش‌های ادوار مختلف ازجمله بایستگی‌های شناختی هر دوره‌ای است که پژوهشگران را همواره به‌سوی کاربردی کردن هرچه‌ بیشتر مطالعات فرش و یافتن معناها از پی ساختارها و تحلیل‌های متکی بر بینامتن‌ها و فرا متن‌ها سوق می‌دهد؛ در این میان، با منقوش ‌شدن فرش بر نگاره‌های دورۀ تیموری و سدۀ نخست صفوی، در بیرون، نشانه‌ای از توانایی فراوان هنرمندان ایران در نقش‌پردازی و در درون، شوری به زبان نگاره‌ها بیان می‌شود و این فرش‌های پرنقش و نگار، همراه زندگی مردم آن عصر بازنمایی شده‌اند. ازاین‌رو، این پژوهش کیفی به‌صورت موردی، دو نمونه از نگاره‌های دورۀ تیموری و سدۀ نخست صفوی را به‌صورت هدفمند برمی‌گزیند تا باهدف مطالعۀ ساختار فرش‌های منقوش در آن‌ها، با روش توصیفی- تحلیلی، به این پرسش اصلی پاسخ داده باشد که رابطۀ میان دو نظام بینانشانه‌ای نگاره‌ها و فرش‌های نگارین بر آن چیست؛ از این حیث، پژوهش پیش‌رو داده‌های خود را به‌صورت اسنادی گردآوری کرده و در دو سطح توصیف و تحلیل به مطالعۀ ساختاری پیکره‌های مطالعاتی می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که خلق نظام‌های تصویری و کلامی در نگاره‌های مطالعاتی صرفاً یک بازنمایی روایی یا تاریخی نیست و نگاره‌ها از متنی صریح و تک‌لایه‌ای خارج و به یک متن ضمنی و چندلایه‌ایِ مرتبط با یکدیگر، مبدل گشته‌اند و نظام‌های بینانشانه‌ای حاضر در این متون تجسمی، خود نیز با نظام‌های بینانشانه‌ای دیگر روابط بینامتنی ضمنی برقرار می‌کنند.