نظریة فرانک لاوت در شناساییِ حقوقیِ اقلیتها؛ انقلابی پارادایمی یا خوانشی انتقادی؟
نویسندگان
1 دانش آموخته حقوق عمومی دانشگاه شیراز
2 عضو هیأت علمی بخش حقوق عمومی و بین الملل دانشگاه شیراز
doi
10.48308/eclr.2024.236873.1079چکیده
تنوعِ هویتی در محدودة سرزمینیِ نظامهای حقوقی، خاستگاهِ مفاهیمی همچون چندفرهنگگرایی و شناساییِ حقوقیِ اقلیتها بوده که منازعات نظریِ مهمی را در پی داشتهاند. سلطهآمیز بودنِ هنجارهای گروهیِ برخی اقلیتها از جمله چالشهای اساسی در شناساییِ حقوقیِ آنهاست و نظریاتِ رایج در گفتمانِ چندفرهنگگرایی کوشیدهاند به نحوی به رفع این مانع بپردازند. فرانک لاوت، کوشش نظریِ خویش را معطوفِ بازخوانی و بازرواییِ چندفرهنگگرایی از منظر نظریة رهایی سلطه نموده تا ضمن رفع تعارض فیمابین، نظریهای در شناساییِ اقلیتها به دست دهد که وفادار به آرمانِ اخلاقیِ رهایی از سلطه باشد. این مقاله در پی شناختِ مبانیِ فکری و تاریخیِ شناساییِ حقوقیِ اقلیتها و نقل و تحلیلِ نظریة سلطهمحورِ فرانک لاوت و ارزیابیِ تحوّلیست که نظریة او در گفتمانِ شناسایی پدید آورده است. این مقاله با تحلیل مفهومیِ نظریة مورد مطالعه این نتیجه را به دست میدهد که نظریة لاوت به دلیل عبورِ کامل از پارادایمِ حاکم بر سیاستِ شناسایی، نمیتواند نظریهای در شناساییِ حقوقیِ اقلیتها باشد بلکه خوانشی انتقادی از شناسایی و به خدمت گرفتنِ آن برای غایتی کاملا متفاوت است.