نظری بر اجزاء اصلی تن جامه های زنانه در اندرونی دربار قاجار (از دورة فتحعلیشاه تا پایان عصر ناصری)

نویسندگان

1 هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری

2 استادیار، عضو هیئت علمی گروه طراحی پارچه و لباس، دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر، تهران

doi
10.22077/nia.2023.5976.1684
چکیده

در عصر قاجار، جامه‌های زنانه به قید مکرر در منابع تاریخ‌نگاری ازجمله سفرنامه‌های سیاحان خارجی مورد اشاره قرار گرفته و در قالب نقاشی و عکس به تصویر درآمده است. با این وجود در بسیاری پژوهش‌های متأخر در این حوزه، ابهام و آشفتگی در تبیین جزییات بالاپوش زنانة قاجاری و کیفیات آن قابل دریافت است؛ چه‌بسا یک پوشش مشخص مثل ارخالق یا کلیجه تحت عنوان دیگری تعریف شده یا رونق استفاده از آن به تمامی بازة وسیع تاریخ قاجار تعمیم یافته است. با هدف ترمیم این کاستی، مقاله پیش‌رو، اصلی‌ترین و پرکاربردترین اجزاء پوشش زنانة دربار قاجار را به چالش درآورد و ویژگی‌های کیفی این نوع جامگان همچون فرم، جنسیت و رنگ را بررسی نمود. جهت جزیی‌نگری بیشتر و امکان ایجاد مقایسه، دورة فتحعلی‌شاه تا پایان حکومت ناصرالدین‌شاه مصداق بررسی قرار گرفت. پرسشی که در راستای این هدف تعریف شد آن بود: اصلی‌ترین اجزاء تن‌جامه‌های سنتی زنانة دربار قاجار (از دورة فتحعلی‌شاه تا پایان دورة ناصری و پیش از رواج لباس اروپایی)، مشتمل بر کدام موارد است و ویژگی‌های کیفی آنها در مقایسه با یکدیگر چگونه تحلیل می‌شود؟ این پژوهش توسعه‌ای به صورت تحلیلی ـ تاریخی و با استفاده از مطالعات اسنادی، متن‌خوانی و تصویرخوانی، به شیوة کیفی و با نمونه‌گیری طبقه‌بندی احتمالی سی تصویر به هدف خود دست یافت و نتیجه نشان داد: اصلی‌ترین اجزاء تن جامه زنانة دربار عصر قاجار مبتنی بر پیراهن، ارخالق و کلیجه بود. پیراهن درمیان تمام اقشار جامعه استفاده داشت اما دربارة منسوجات کاربردی در این مصرف، پارچه‌های حریر در سطح دربار مقبول‌تر می‌نمود. ارخالق، روپوش کوتاهی روی پیراهن بود که آستین آن در صور مختلف کوتاه، بلند و سنبوسه‌دار تعریف می‌شد و نوع متأخر آن با جلوة تزیینی بیشتر به چیگن معروف بود. انواع پارچه‌های ساده، محرمات و منقوش در دوخت ارخالق به‌کار می‌آمد که متأثر از وضع اقتصادی پوشنده بود. در دورة ناصرالدین‌شاه، کلیجه بیش از پیش رواج گرفت که هرچند آن را بیشتر مناسب فصل سرما می‌شمارند اما ظاهراً در تمام فصول پوشیده می‌شد. این بالاپوش که تا میانه‌های ران بود، غالباً آستین‌هایی تا آرنج داشت؛ بسیار شبیه به نوع مردانه و همچون آن، خاص متمولین بود و به همین نسبت پارچه‌های سادة گرانبها همچون مخمل یا منقوش به ویژه ترمه در دوخت آن استفاده می‌شد. بدین قیاس، دستاورد مشخص این مقاله بر آن گواهی دارد که افزون‌بر پیراهن به عنوان پوشش معمول؛ ارخالق و کلیجه، دو نوع تقریباً متفاوت از بالاپوش زنانه بودند: ارخالق در دورة فتحعلی‌شاهی رواج داشت اما در تداوم استفاده از آن با تغییر در اندازة آستین‌ها و کوتاه شدن آنها، ارخالق در عصر ناصری به هر دو صورت رواج داشت. هم‌زمان در این دوره، کلیجه به تبعیت نوع کارکرد، با پارچه‌های مرغوب‌تر دوخته شد و بیش‌از پیش رونق گرفت چنانکه اعتبار این شکل از تن‌جامة نسبتاً بلند زنانه با عصر ناصرالدین‌شاه گره خورده است.