از جبهه جنگ تا جبهه تاریخ: بازخوانی گفتمان رسمی جمهوری اسلامی ایران در زمینه جنگ با عراق

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه

2 دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه

3 دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

doi
https://doi.org/10.82381/mosk.2026.1231863
چکیده

پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی به بازخوانی فرآیند شکل‌گیری، تثبیت و تداوم گفتمان رسمی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران پرداخته و نشان می‌دهد که ‌این گفتمان، صرفاً بازتابی از وقایع نبود، بلکه پروژه‌ای فعال برای ساختن روایتی یکپارچه با عنوان «دفاع مقدس» بود که هم در بحران جنگ کارکرد مدیریتی داشت و هم به‌عنوان تاریخ مسلط، فهم عمومی از این واقعه را شکل داد. با به‌کارگیری روش تحلیل گفتمان و رویکرد انتقادی، پژوهش حاضر نشان می‌دهد که گفتمان مذکور از طریق مهاجرت معانی دینی و انقلابی - نظیر «جهاد»، «دفاع مقدس»، «مستضعفین» و «استکبار جهانی» - به عرصه‌ی جنگ شکل گرفت. این انتقال معنایی، با تبدیل دفاع از میهن به تکلیفی الهی و تلفیق ناسیونالیسم با تقدس، امکان بسیج حداکثری و ایجاد هویت جمعی یکپارچه را فراهم کرد. در این فرآیند، نهادهایی مانند سپاه پاسداران و بسیج نه تنها در عرصه‌ی نظامی، بلکه به‌عنوان دستگاه‌های معناساز عمل کردند و گفتمان را از سطح نظری به سطح کنش عملی تبدیل نمودند. یافته‌ها حاکی از آن است که این گفتمان در کوتاه‌مدت، با معنابخشی به فداکاری‌ها و توجیه ریاضت اقتصادی در قالب «جبهه تولید» و «جهاد اقتصادی»، ابزاری راهبردی برای انسجام‌بخشی و مشروعیت‌سازی بود. با این حال، همین یکپارچگی و تقدس، به‌طور طبیعی فضای ظهور روایت‌های مکمل - که بر ابعاد تراژیک، خطاهای راهبردی یا تجربه‌های زیسته‌ی شخصی تأکید دارند - را محدود ساخت. در نتیجه، گفتمان رسمی اگرچه در مدیریت بحران کارآمد بود، اما تبدیل آن به تاریخ مسلط، فهم چندوجهی از جنگ را به تأخیر انداخت.