خوانش آثار اقتباسی فرح اصولی با تکیه بر نظریهی میمسیس آدورنو
نویسندگان
1 استاد مدعو دانشکده هنر، دانشگاه شاهد
2 دانشگاه شاهد دانشکده هنر
doi
10.22077/nia.2021.4668.1532چکیده
میمسیس یکی از قدیمیترین و اصلیترین اصطلاحات در تاریخ نقد ادبی و هنری است. افلاطون از آن به تقلید و ارسطو آن را بازنمایی دانسته که با خلاقیت هنرمند همراه شده و کار بدیعی را خلق میکند. از منظر تئودور آدورنو(1963-1903) فیلسوف و جامعهشناس آلمانی و از واضعان مکتب فرانکفورت، میمسیس تقلید نیست بلکه آن را نوعی همانندسازی و شبیهشدن به نمونهی اصلی میداند که به تعبیری با آن درمیآمیزد. آدورنو با درهم ریختن معنا و کاربرد سنتی این اصطلاح قصد دارد تا پویایی میمسیس نشان دهد. میمسیس در این نظرگاه ویژگیهایی چون بیانگری، و خلاقیت هنری را هم با خود دارد. بسط این نظریه در آثار نقاشی اقتباسی فرح اصولی(1332-) نقاش حال حاضر ایرانی، موضوع این پژوهش بوده که با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و مشاهدهی آثار، صورت گرفته و تعداد 10 نمونه به شیوهی انتخابی از میان آثار اقتباسی فرح اصولی گزینش شدند. پژوهش با هدف شناخت بیشتر هنر معاصر ایران، به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که آیا آثار اقتباسی فرح اصولی در این تعریف از میمسیس جای میگیرند؟ با توجه به دیدگاه آدورنو دربارهی میمسیس در این پژوهش هفت شاخص و ویژگی میمسیس؛ بیانگری، شبیه سازی، زبان جامعه، نشان دادن واقعیت، خلاقیت هنری، پیوند فرم و زبان، استخراج شد و براساس آنها آثار نقاشی اقتباسی فرح اصولی مورد بررسی قررار گرفت. نتایج بررسی و تحلیل نشان میدهد که آثار اقتباسی فرح اصولی با میمسیس آدورنو همپوشانی دارند.