واکاوی آسیب های مرتبط با دستبافتههای عشایر بختیاری در سبک زندگی معاصر با تکیه بر آرای پیر بوردیو
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته پژوهش هنر،دانشکده پژوهش های عالی هنر و کارآفرینی، دانشگاه هنر اصفهان.اصفهان
2 دانشیار گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان.
3 استادیار گروه فرش، دانشکده صنایعدستی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان
doi
10.22077/nia.2021.3703.1361چکیده
دستبافتههای کاربردی همواره یکی از تولیدات مهم و موردنیاز عشایر بختیاری بوده است. هنری قومی که در عرصه علوم انسانی و اجتماعی نیز بهعنوان سند تاریخی و یک گونهی متفاوت از حوزه هنر دارای اهمیت است. با توجه به تغییرات کنونی سبک زندگی که عمدتاً مطابق با تحولات فرهنگی و اجتماعی و فاصله میان سنت و تجدد بوده، کاهش دامنهی تولید و فراموششدن بخش عظیمی از بافتهها اجتنابناپذیر شده است. ازاینرو مقاله حاضر باهدف آسیبشناسی دستبافتههای کاربردی عشایر بختیاری، در پی پاسخگویی به این سؤال اصلی که آسیبها و موانع حیات و مصرف دستبافتههای بختیاری در سبک زندگی امروزی کدام اند؟ بوده است. روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی و از نوع مطالعات مردمنگاری بوده و از لحاظ ماهیت کیفی است. رویکرد آن جامعهشناسی هنر با تأکید بر نظریهی پیر بوردیو در خصوص مصرف و سبک زندگی است و در این راستا از نظریه "میدان" و مؤلفههای مرتبط با آن بهره برده است. تحلیل دادهها بر پایهی تحلیل مضمون و ارائهی الگو بر پایهی آسیبشناسی انجام گرفته است. نمونهگیری بهصورت غیر احتمالی و بر پایهی اشباع اطلاعاتی با مشارکت 34 نفر از تولیدکنندگان، عرضهکنندگان، مصرفکنندگان و صاحبنظران صورت گرفته و اطلاعات به دو روش اسنادی و میدانی جمعآوری شده است. حاصل آنکه آسیبها با دو حوزهی کاربرد و زیباییشناسی (ذائقه هنری) در ارتباط مستقیماند که متأثر از منش افراد در حکم کنشگران میدان بافتهها میباشد؛ همانگونه که بوردیو نیز فرهنگ مصرف را ریشه در منش و ذائقه هر فرد میداند. بهواقع با در نظر گرفتن نقش سرمایه فرهنگی در سبک زندگی، در میدان دستبافتههای کاربردی عشایر بختیاری در قامت سرمایهی فرهنگی عینی شده، دو گروه کنشگران ناب و وابسته قابلتشخیص است که خود نیاز به یک گروه سوم در راستای تلفیق خصوصیات دو گروه مذکور و به دست آوردن میدان قدرت را نشان میدهد؛ چراکه قطب سوم از منظر سرمایه فرهنگی بر دستبافتهها تأکید دارد و با توجه به عدم تطابق کاربردی آنها با معیارهای پذیرش در بازارهای هدف و وجوه زیباییشناسیشان با سلیقه و پسند دنیای امروزی؛ در پی ورود ایدههای جدید بوده تا توأمان جایگاه هنری و مصرفی را به دست آورد.