ارزیابی اثرات مصرف هیومیک اسید و تلقیح میکوریزایی بر گلدهی و کیفیت کلالة زعفران تحت دو رژیم آبیاری
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد زراعت، گروه زراعت، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران
2 کارشناس مدعو مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان سرایان، خراسان جنوبی، وزارت جهاد کشاورزی، سرایان، ایران
3 استاد، گروه زراعت، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران
4 استاد، گروه زراعت، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران
doi
10.22048/jsat.2026.562450.1580چکیده
مصرف نهادههای زیستی یکی از موارد مهم مدیریتی در زمینه تولید پایدار گیاهان دارویی است. در این پژوهش اثرات مصرف هیومیک اسید و تلقیح میکوریزایی به همراه دو رژیم آبیاری بر رشد زایشی و کیفیت کلاله زعفران (Crocus sativus L.) مورد ارزیابی قرار گرفت. تحقیق در قالب اسپلیت-اسپلیت پلات بر پایة طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. فواصل آبیاری (20 و 40 روز یکبار) بهعنوان عامل اصلی، هیومیک اسید (صفر و پنج کیلوگرم در هکتار) به عنوان عامل فرعی و تلقیح میکوریزایی (عدم تلقیح، Glomus mossea و G. intraradices) بهعنوان عامل فرعی-فرعی لحاظ شدند. صفات مورد مطالعه شامل تعداد گل، سرعت گلدهی، عملکرد گل، عملکرد گلبرگ، عملکرد خامه، عملکرد کلاله و شاخصهای ارزیابی کیفیت کلاله شامل محتوای کروسین، پیکروکروسین و سافرانال بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثر سهگانه عوامل آزمایشی بر روی تمامی شاخصهای مورد مطالعه معنیدار بود. استفاده از فواصل آبیاری کوتاهتر (20 روز) همراه با کاربرد هیومیک اسید و تلقیح توسط G. mossea به طور معنیداری باعث افزایش عملکرد گل تر (63/79 گرم بر مترمربع)، کلاله خشک (88/0 گرم بر مترمربع)، خامه خشک (22/0 گرم بر مترمربع) و گلبرگ خشک (88/9 گرم بر مترمربع) شد. بیشترین محتوای کروسین (5/274 بر مبنای جذب محلول آبی یک درصد در طول موج 440 نانومتر) در تیمار فواصل آبیاری 40 روز همراه با مصرف هیومیک اسید و تلقیح با میکوریزای گونة G. mossea بدست آمد، در حالیکه بیشترین مقادیر سافرانال (80/35 بر مبنای جذب محلول آبی یک درصد در طول موج 330 نانومتر) و پیکروکروسین (5/124 بر مبنای جذب محلول آبی یک درصد در طول موج 257 نانومتر) در تیمار فواصل آبیاری 20 روز همراه با کاربرد هیومیک اسید و تلقیح با G. mossea حاصل شد. همچنین، فواصل آبیاری طولانیتر (40 روز) بدون کاربرد هیومیک اسید و میکوریزا، منجر به تولید کمترین مقادیر کروسین و سافرانال شد. در مجموع، مصرف تلفیقی هیومیک اسید با میکوریزای گونة G. mossea در شرایط آبیاری بیشتر منجر به بهبود کمیت و کیفیت زعفران شد. همچنین نتایج نشان داد اگرچه مصرف نهادههای زیستی در زراعت زعفران سودمند است، ولی نتایج حاصل از اثرات کاربرد منفرد و تلفیقی این نهادهها میتواند متفاوت باشد. از طرفی دیگر، اثر متقابل دو یا چند نهادة زیستی بسته به عواملی مانند میزان فراهمی آب و گونة میکوریزا میتواند متغیر باشد.