ارزیابی اقتصادی کشت زعفران در چارچوب راهبردهای سازگاری با تغییر اقلیم
نویسندگان
1 دانشیار، اقتصاد کشاورزی، کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 دکتری، اقتصاد کشاورزی، کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 کارشناسی ارشد، مهندسی و مدیریت منابع آب، کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
4 دانشجو کارشناسی ارشد، اقتصاد کشاورزی، کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
5 دانشیار، علوم باغبانی، کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22048/jsat.2025.530222.1566چکیده
تغییر اقلیم یکی از چالشهای اصلی و تأثیرگذار بر پایداری کشاورزی در بسیاری از دشتهای ایران به شمار میرود. در دهههای اخیر، کاهش بارندگی و افزایش دما در اقلیمهای خشک و نیمهخشک ایران، بهویژه دشت همدان - بهار، موجب کاهش منابع آب و ناپایداری در تولیدات کشاورزی شده است. در این شرایط، شناسایی و ارزیابی گزینههای زراعی مقاوم به تنشهای اقلیمی، بهویژه در راستای افزایش تابآوری کشاورزی منطقه، ضروری به نظر میرسد. هدف این مطالعه، ارزیابی کارایی کشت زعفران بهعنوان راهبردی اقتصادی و سازگار با تغییرات اقلیمی در دشت همدان - بهار است. در ابتدا، روند تغییرات پیشنگریشده دما و بارندگی در افقهای زمانی آینده با استفاده از دادههای سناریوهای اقلیمی برای ایستگاه سینوپتیک فرودگاه (همدان) در دشت مورد مطالعه تحلیل شد. سپس عملکرد زعفران و سایر محصولات رایج منطقه تحت این سناریوها با بهرهگیری از مدل شبیهسازی رشد و عملکرد محصول برآورد گردید. در ادامه، یک مدل برنامهریزی ریاضی با هدف حداکثرسازی سود خالص کشاورزی منطقه طراحی شد تا تأثیر تغییر عملکرد محصولات بر الگوی کشت در شرایط مختلف اقلیمی تحلیل گردد. نتایج نشان میدهد که در شرایط سه سناریوی اقلیمی آینده، عملکرد محصولات رایج منطقه مانند گندم، جو و سیبزمینی بهطور میانگین بین 2 تا 4 درصد کاهش خواهد یافت. در مقابل، عملکرد زعفران در سناریوهای مختلف، افزایش یافته و بهطور میانگین در سه سناریوی تا 3 درصد افزایش پیدا خواهد کرد. همچنین، سطح زیر کشت و سود خالص حاصل از زعفران در افق ۲۰۵۰ روندی صعودی نشان داده، بهگونهای که سود خالص حاصل از افزودن این محصول به الگوی کشت منطقه مورد مطالعه در سناریوی بدبینانه نیز با افزایش بیش از 2 درصد نسبت به وضعیت پایه همراه خواهد بود. بنابراین یافتهها، موقعیت زعفران را بهعنوان محصولی اقتصادی، کمریسک و سازگار با تغییرات اقلیم نشان میدهد و افزودن آن به الگوی کشت را بهعنوان راهبردی مؤثر در سازگاری با شرایط اقلیمی آینده مکملی بر راهبردهای مورد مطالعۀ گذشته معرفی میکند.