تقسیم کار و هم‌افزایی نهادها در حکمرانی تربیتی از منظر فقه تربیتی

نویسندگان

1 گروه آموزشی علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

doi
10.22034/scs.2025.500720.1655
چکیده

قانون برنامه پنج‌ساله هفتم جمهوری اسلامی ایران در ماده 92 تکلیف نموده تا «برنامه تقسیم کار ملی و نقشه راه اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» تهیه شود. باتوجه به ضرورت مطالعات سیاستی و فقهی در مسائل حکمرانی تربیتی، نوشتار حاضر درصدد است تا «تقسیم کار ملی و هم‌افزایی نهادها در حکمرانی تربیتی» را از منظر فقه تربیتی بررسی نماید. روش تحقیق، روش توصیفی و استنباطی است. طبق بررسی‌های این نوشتار، نتایج زیر بدست آمد. 1) «تربیت به مثابه امری فرانهاد» در فقه تربیتی است (اعم از حاکمیت، خانواده، نخبگان دینی و توده‌های مردم) که بصورت شبکه‌ای از حقوق و تکالیف تربیتی طولی و عرضی قابل ترسیم است. تربیت در فقه تربیتی از «اهم المهمّات» است که «شارع به ترک آن راضی نیست». 2) «تقسیم کار و هم‌افزایی نهادها در حکمرانی تربیتی» از باب «تربیت مشارکتی» و «مشارکت تربیتی» بنحو «اعانه تربیتی» و «تعاون تربیتی» و نیز از باب «مقاومت تربیتی» و «تربیت مقاومتی» و نیز با ملاحظه «وظیفه فوقانی حاکمیت در تربیتِ متربیان و نیز توانمندسازی و یاری‌رسانی مربیان و بازیگران تربیت» » امری مطلوب و مستحب و در مواردی واجب است.