بررسی و تحلیل مؤلفه‌های تأثیرگذار در ارتقای کیفیت‌های محیطی با استفاده از تکنیک فرایند تحلیل شبکه‌ای (ANP) (مطالعۀ موردی: سقز)

نویسندگان

1 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکدۀ علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکدۀ علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 استادیار گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکدۀ علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

4 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکدۀ علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22059/jes.2015.53906
چکیده

این پژوهش با هدف سنجش و تحلیل کیفیت محیط در واحد همسایگی و محله بر آن است با شناسایی و ارزیابی وضعیت کیفی مؤلفه‌های سازندۀ کیفیت در این محیط‌های شهری، علاوه بر تعیین سطح کیفیت محیط در محدودۀ مطالعاتی به اولویت‌بندی مؤلفه‌های محیطی نامطلوب محیط موردنظر بپردازد؛ از این ‌رو بر مشترکات دو مبحث «توسعۀ پایدار محله‌ای» و «کیفیت محیط» تأکید می‌کند که دلیل این امر تدقیق بیشتر موضوع، با توجه به میزان رضایت یا نارضایتی ساکنان از کیفیت محله است. پژوهش حاضر از نظر نوع، جزء تحقیقات «کاربردی» و از نظر روش، «توصیفی- تحلیلی» با تأکید بر «نگرش سیستمی» است. شیوۀ جمع‌آوری اطلاعات میدانی بر پایۀ بررسی‌های عینی محقق و تکمیل پرسش‌نامه توسط ساکنان و مسئولان بوده است. مدل ارزیابی کیفیت محیط در قالب مؤلفه‌های «کالبدی- فضایی»، «اجتماعی- فرهنگی»، «اقتصادی»، «زیست‌محیطی» و «مدیریتی- حکمروایی» به ‌صورت سلسله‌مراتبی و ایجاد درخت ارزش با رویکرد بالا به پایین ایجاد شده است. به ‌منظور ارزیابی نهایی و تحلیل داده‌ها از فرایند تحلیل شبکه‌ای (ANP) بهره گرفته‌ شده است. نتایج تحلیل نشان از آن دارد که محلۀ شهرک دانشگاه با امتیاز 305/0 دارای بالاترین کیفیت مطلوب نسبت به محله‌های دیگر و محلۀ تپه‌مالان با 057/0 امتیاز دارای پایین‌ترین مطلوبیت کیفیت است. از لحاظ تفاوت ابعاد کیفیتی در کل شهر، نتایج نشان می‌دهد که خوشۀ «زیست‌محیطی» با وزن 364/0 در اولویت اول و خوشۀ «اقتصادی» با وزن 058/0، خوشۀ «مدیریتی- حکمروایی» با وزن 041/0 با تفاوت آشکار در ردۀ پنجم و ششم قرار گرفته‌اند. در نهایت علاوه بر معرفی معیارهایی برای سنجش پایداری محله‌های مورد مطالعه، فرایندی در پیش‌روی تصمیم‌سازان و مدیران شهری قرار گرفته است که به‌واسطۀ آن می‌توانند به اولویت‌بندی اقدامات خود برای ارتقای کیفیت‌های محیطی منطبق بر فرایند توسعۀ پایدار بپردازند.