تخصیص بهینة آب با استفاده از تئوریبازیهای همکارانه مطالعة موردی: حوضة آبریز زایندهرود
نویسندگان
1 کارشناس ارشد مهندسی محیطزیست، دانشکدة محیطزیست، دانشگاه تهران
2 استادیار گروه مهندسی محیطزیست، دانشکدة محیط زیست، دانشگاه تهران
3 دانشیار گروه مهندسی محیطزیست، دانشکدة محیطزیست، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jes.2014.53004چکیده
پیامدهای اجتنابناپذیر سیر افزایشی تقاضای آب و کاهش منابع، موجب اعمال سیاستهای مختلف مدیریتی به منظور رسیدن به بهینهترین میزان تخصیص آب شده است. محیطزیست بهمنزلة یکی از عناصر اصلی نیازمند آب، همواره پذیرای خسارات ناشی از تخصیصنیافتن منابع آبی بوده است. هدف از این پژوهش، بررسی و انتخاب سیاستهای پایدار تخصیص آب به ذینفعان مختلف است به طوری که آب با کیفیت و میزان مناسب برای ادامة حیات پیکرة آبی در دسترس باشد و اهداف اقتصادی هر یک از ذینفعان نیز تأمین شود و بین ذینفعان و محیطزیست (پیکرۀ آبی) توافق به وجود آید. بدین منظور، محیطزیست بهمنزلۀ آببر مستقل در مدل بهینهسازی الگوریتم ژنتیک و بازیکن مستقل در بازیهای همکارانه لحاظ شده است. در این مطالعه، حوضة آبریز زایندهرود و باتلاق گاوخونی بهمنزلۀ منابع ارزشمند اکولوژیک و آبی کشور که تأمینکنندۀ نیازهای آبی مانند شرب، صنعت و کشاورزیاند، انتخاب شدهاند. هدف از این تحقیق تأمین همزمان بیشترین بهرهوری اقتصادی و برقراری حداقل شرایط مطلوب تأمین آب برای تالاب است. تخصیصی که تأمین حداقل نیاز آبی تالاب برابر 140 میلیون متر مکعب در سال در آن لحاظ شود، ایدهآلترین رویکرد است. با وجود این، در نتیجۀ اعمال سناریوهای مختلف با متدولوژی پیشنهادی این تحقیق، سناریویی که حداکثر نیاز ذینفعان را تأمین کند، برتر از سایر رویکردهاست، به صورتی که 3/87 درصد نیاز آبی تالاب برای حفظ شرایط مطلوب آن تأمین میشود. از طرف دیگر، با تخصیص آب به سایر ذینفعان، سود تخصیصی به بخشهای کشاورزی، صنعت و محیطزیست در این رویکرد بیشترین میزان خود را دارد و به ترتیب برابر با 38/2057، 55/622 و 208 میلیون دلار در 10 سال است.