بررسی تأثیرپذیری رشد قطری بلوط بلندمازو (Quercus castaneifolia) از پارامتر تابش در جنگلهای آستارا
نویسندگان
1 استادیار جنگلداری، گروه جنگلداری، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه گیلان
2 استادیار جنگلداری، گروه جنگلداری، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه گیلان
3 کارشناس ارشد جنگلداری، کارمند اداره منابع طبیعی و آبخیزداری آستارا
4 دانشجوی کارشناسی ارشد جنگلداری، گروه جنگلداری، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه گیلان
doi
10.22059/jes.2014.53010چکیده
متأسفانه به دلیل نبود اطلاعات درازمدت تابش در بیشتر ایستگاههای هواشناسی کشور، تا به حال اثر این پارامتر در رشد شعاعی درختان بررسی نشده، این در حالی است که پارامتر تابش میتواند در پهنای حلقههای درختی به خصوص گونههای نورپسند مانند بلوط اثر مهمی داشته باشد. برای رفع مشکل مذکور، در این تحقیق روششناسی مناسبی بر مبنای فرمولهای تجربی برای محاسبۀ تابش رسیده به سطح زمین معرفی و پس از اجرای این روش مقادیر تابش در محدودۀ جنگلهای آستارا محاسبه شده است. در مرحلۀ بعد نیز با استفاده از هفت دیسک برداشتشده از درختان بلوط بلندمازو، گاهشناسی اینگونه برای هر دیسک در دو جهت عمود بر هم با استفاده از دستگاه LINTAB مجهز به نرمافزار TSAPWin به دست آمد. در نهایت نیز اثر پارامتر تابش در رشد شعاعی اینگونه بررسی شد. یافتههای این پژوهش نشان داد که میانگین گاهشناسی بهدستآمده از دو جهت عمود بر هم برای هر دیسک در سطح 9/99 درصد معنیدار است، اما متأسفانه تنها میانگین چهار دیسک تطابق خوبی با یکدیگر داشتند. چهار دیسک مذکور هر کدام 44 سال داشتند. با توجه به همسنبودن چهار دیسک، استانداردسازی گاهشناسی بهدستآمده از آنها انجام نگرفت، زیرا یکی از دلایل عمدۀ استانداردسازی حذف گرایشهایی غیراقلیمی مانند تفاوت سن نمونههاست. همچنین، نتایج این تحقیق مشخص کرد که رشد شعاعی گونۀ بلندمازو دارای رابطۀ قابل توجهی با تابش رسیده به سطح زمین است. این رابطه به صورت تابع چندجملهای با توان دو محاسبه شد و از ضریب همبستگی معادل منفی 71/0 (R = -0.71) که بیانگر واکنش معکوس در این درختان نسبت به تابش است، برخوردار بود. روششناسی معرفیشده در این تحقیق میتواند برای محاسبۀ درازمدت تابش برای دیگر مطالعات گاهشناسی نیز استفاده شود.