یادداشت تحلیلی: هفده سؤال حکمرانی آب
نویسندگان
1 پژوهشگر حکمرانی، سیاستگذاری و دیپلماسی آب.
doi
چکیده
امروزه واژه حکمرانی به یکی از پرکاربردترین اصطلاحات در سیاستگذاری تبدیل شده است. بخشی از جذابیّت آن در این است که مفهوم حکمرانی به نوعی نشاندهندۀ تضعیف دیدگاههای دولتمحور از قدرت و هدایت سیاستها به سمت اجتماع محوری حکومت است. بخش دیگری از این جذابیت این است که «حکمرانی» بازیگران خصوصی و جامعه مدنی را بهعنوان منابع و ابزارهایی برای سیاستگذاری عمومی مشترک به بازی میگیرد، حداقل روی کاغذ (Sørensen و Triantafillou، 2009؛ Torfing و همکاران، 2012). لذا حکمرانیِ کارآمد، یکی از بزرگترین پیشرانههای رفاه و گسترش عدالت در جوامع است که با تدبیر و دوراندیشی مجانب است. بحرانهای پیدرپی آب در کشور به ناکارآمدیِ حکمرانیِ آب ترجمه شده به نحویکه این ناکارآمدی، نقش محوری در شعلهور کردن منازعات، مهار رشد اقتصادی، ماندگاری نابرابری و افزایش تخریب و فشار بر منابع آب و منابع طبیعی و محیطزیست ایفا میکند. لذا شناخت آسیبها و مسائل سیستم حکمرانی آب کشور و شناخت چشمههای ناکارآمدی برای ارتقاء و تبدیل آن به یک سیستم کارا، یک هدف بسیار مهم است که به نظر میرسد تنها با تغییر پارادایم حکمرانی آب، امکانپذیر باشد. نظام حکمرانی نتوانسته تشخیص دهد کدام بحران را در اولویت قرار دهد، بعد سراغ راهحل آن برود. لذا در دور باطلِ راهحلهای تکراری که خود بحران جدید میآفریند، گرفتار شده است. قبل از ارائه راهحلها، احتمالاً سه مسأله مهم حال حاضر حکمرانی آب کشور، نداشتن یا ندانستن شبکه مسائل حکمرانی، عدم اولویتبندی وعدم به اشتراکگذاری این مسائل است. تشویق در شناخت و به اشتراکگذاری مسائل، لزوماً برای پیدا کردن راه حل نیست، بلکه در بعد اجتماعی عمدتاً برای نزدیک کردن نظرات و ایجاد شفقت و همسوئی بین ذیمدخلان است.به این منظور در این نوشتار صرفاً سوالاتی که به نظر میرسد بخشی از سوالات محوری سیستم حکمرانی آب کشور است، طرح شده است. مخاطب سوالات، یک فرد فرضی اثرگذار در نظام تصمیمگیری آب کشور است و در ابتدای هر سوال، یک پیشدرآمد برای تبیین پشتوانۀ سوالات، نگارش شده است.