اقتصاد به مثابه مسئله سعادت؛ یک مدل مفهومی برای الهیات اقتصادی مدرسی
نویسندگان
1
2
doi
10.30497/ies.2025.245119.2190چکیده
جایگاه ایدئولوژی در علم اقتصاد و نیز نسبت اقتصاد اثباتی و هنجاری همواره یکی از پرسشهای اساسی در مباحث روششناسی علم اقتصاد بوده است و پاسخهای گوناگونی نیز به آن داده شده است؛ بهطوریکه برخی علم اقتصاد را چیزی جز الهیات عصر مدرن نمیدانند و عدهای دیگر ساحت علم اقتصاد را منزه از ورود ایدئولوژی غیرغالب ابطال میپندارند. بااینوجود اغلب جریانات فکری بر لحاظ اندیشه مدرسی بهمثابه بخشی از تاریخ تحلیل اقتصادی اتفاقنظر دارند؛ اما سؤال اساسی آن است که چگونه موضوعات اقتصادی برای یک الهیدان میتواند بهمثابه یک پرسش تحلیلی درآید؟ این مطالعه در تلاش است تا با موردکاوی اندیشههای اقتصادی متفکران مدرسی واقعگرا نشان دهد که چگونه الهیات و بهطور خاص نظریه سعادت مدرسی میتواند موضوعات اقتصادی را برای این الهیدانان به پرسشهایی تحلیلی مبدل سازد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که معرفی نظریه سعادت دوگانه انسانها و بهطور خاص معرفی مفهوم سعادت ناقص در کنار سعادت کامل، زمینه اصلی توجه ایشان به موضوعات اقتصادی را ایجاد کرد؛ ازاینرو اقتصاد هم از جهت ملزومات مادی عمل فضیلتمندانه، هم از جهت صحنهای برای قضاوت اخلاقی و نیز هم از جهت پیوند آن با بسیاری از فضائل انسانی برای مدرسیان موردتوجه بوده است.