بررسی انتقادی نظریههای نرخ سود ارائهشده توسط اندیشمندان اقتصاد اسلامی
نویسندگان
1
2 دانشگاه جامع امام حسین
3
doi
10.30497/ies.2026.248305.2288چکیده
با وجود گذشت بیش از چهار دهه از اجرای قانون عملیات بانکی بدون ربا در ایران، همچنان چالشهای اساسی در طراحی یک چارچوب منسجم، قابل اجرا و همسو با اصول شریعت برای تعیین نرخ سود در نظام مالی اسلامی وجود دارد. مرور انتقادی ادبیات نشان میدهد که نظریههای موجود - با وجود تنوع قابل توجه - از چند محدودیت عمده رنج میبرند : نخست، عدم جامعیت؛ بسیاری از رویکردها تنها به حل مسائل بخشی یا موردی در اقتصاد ایران پرداخته و فاقد قابلیت تعمیم به سطح نظام پولی اسلامی هستند . دوم، کاستیهای نظری؛ برخی نظریهها ابعاد کلان سیاستگذاری و الزامات بانکداری مرکزی اسلامی را بهطور کافی در نظر نمیگیرند . سوم، فاصله با ادبیات معاصر سیاست پولی؛ بخش مهمی از نظریات از تحولات جدید مربوط به نقش نرخ سود در مدیریت اقتصاد کلان و هدایت انتظارات غفلت کردهاند . چهارم، توجه ناکافی به بخش حقیقی؛ درحالیکه بنیان شریعت بر پیوند نرخ سود با بازده واقعی سرمایه است، بسیاری از نظریهها در عمل فاقد سازوکارهای مبتنی بر فعالیتهای واقعی اقتصاد هستند . این مقاله با روش تحلیلی - اسنادی، نظریههای داخلی و خارجی تعیین نرخ سود را بررسی و ارزیابی کرده و نشان میدهد که هیچیک از رویکردهای موجود بهتنهایی قادر به برآورده کردن سه معیار بنیادین نظام مالی اسلامی - انطباق شرعی، پیوند با بخش حقیقی و قابلیت استفاده در سیاست پولی - نیستند. نتایج مقاله بر ضرورت طراحی یک چارچوب ترکیبی و نهادی تأکید دارد که بتواند ضمن حفظ مبانی شریعت، از شاخصهای واقعی اقتصاد بهره گیرد و به بانک مرکزی امکان اعمال سیاست پولی کارآمد و استخراج «نرخ سیاستی واحد» را بدهد . در پایان حرکت بهسوی یک چارچوب پیشنهادی برای نرخ سود در اقتصاد اسلامی مستلزم ترکیب عناصر معتبر نظریههای موجود و نیز فراهمسازی پیشنیازهای نهادی همچون شفافیت اطلاعاتی، توسعه بازار صکوک و ارتقای سازوکارهای سیاست پولی بانک مرکزی است .