شکست ساختاری بهرهوری و تورم در اقتصاد ایران: تحلیل پیش و پس از شوکهای سیاستی ۱۳۸۶ در چارچوب اقتصاد مقاومتی
نویسندگان
1
doi
10.30497/ies.2026.248965.2308چکیده
بهرهوری پایین رشد پایدار اقتصاد ایران را با موانع جدی مواجه کرده است. این مقاله با هدف ارزیابی تحولات سیاستی پس از سال ۱۳۸۶ ، به تحلیل تطبیقی عملکرد بهرهوری و سازوکار تورم فشار هزینه در اقتصاد ایران میپردازد. مقاله به این پرسش پاسخ میدهد که آیا این تحولات منجر به یک افت سطح عملکرد شدهاند یا یک شکست ساختاری بنیادین در روندهای بلندمدت اقتصاد ایجاد کردهاند. با استفاده از دادههای سری زمانی برای دوره ۱۴۰۲-۱۳۷۶ ، یک استراتژی تحلیلی سهلایه به کار گرفته شد: آزمون مقایسه میانگینها، آزمون شکست ساختاری چاو و یک مدل رگرسیون خطی با متغیرهای تعاملی برای تفکیک سه دوره مجزا (قبل از ۱۳۸۶ ، ۱۳۸۶ - ۱۳۹۰ ، و پس از ۱۳۹۱). یافتهها نشان میدهد که شوکهای پس از ۱۳۸۶ ، تأثیری نامتقارن و متمرکز داشتهاند. کانون اصلی این تحول، بهرهوری سرمایه بود؛ در مقابل، روند بهرهوری نیروی کار در هیچیک از بخشها دچار شکست ساختاری نشد و یک اینرسی و پایداری نسبی خود را حفظ کرد. تحلیل سازوکار تورم نیز حاکی از آن بود که سیاست جهانیسازی قیمتها در دوره اولیه ( ۱۳۸۶ – ۱۳۹۰) با تضعیف قدرت قیمتگذاری بنگاهها تحت شرایط رکودی، انتقال تورم تولیدکننده به مصرفکننده را کاهش داد. در نتیجه بار اصلی شوک بر دوش بخش تولید قرار گرفت و به افت بهرهوری منجر شد. این یافتهها بیانگر آن است که جهانیسازی قیمتها، نهتنها اهداف موردنظر را محقق نکرد، بلکه با تضعیف بهرهوری سرمایه و تشدید آسیبپذیری بخش تولید، یک خطای راهبردی در مسیر تحقق اقتصاد مقاومتی بود که ضرورت بازنگری در سیاستگذاریهای کلان را آشکار ساخت.