بررسی فقهی معیار چند مادری با رویکرد روشهای نوین ترمیم تخمک و رحم جایگزین
نویسندگان
1
2
doi
چکیده
زمینه و هدف: یکی از روشهای نوین کمکباروری، ترمیم تخمک زن با استفاده از اجزای تخمک زن دیگر و نیز استفاده از رحم جایگزین در مواردی است که زن هم در تخمک و هم در رحم خود دارای اختلالی باشد. در این صورت این سوال مطرح میشود، کدام یک از این زنان، مادر نسبی نوزاد محسوب میشوند؟ هر چند در نگاه اول بهنظر میرسد، مسئله از مسایل نوپدید(مستحدثه) باشد، اما میتوان ادعا نمود با توجه به اهمیت نقش تخمک و اجزای مختلف آن در تشکیل جنین، و با توجه به مبانی فقها در جواز و عدم جواز تلقیح مصنوعی و ملاک نسب، بتوان مادر نسبی این نوزادان را تعیین نمود. مواد و روشها: این پژوهش با رویکرد تحلیلی و توصیفی انجام گردیده و اطلاعات آن با روش کتابخانهای جمعآوری شده است. در این پژوهش بر اساس مبانی فقها در جواز و عدم جواز تلقیح مصنوعی و ملاک نسب یکی از دو دیدگاه در تعیین نسب این نوزادان پذیرفته شد. یافتهها: طبق مبنای فقهی برگزیده در این تحقیق ـ جواز برخی روشهای تلقیح مصنوعی و پذیرش مبنای مشهور فقها درباره ملاک نسب ـ صاحبان اجزای تخمک(دهنده هسته و دارنده سیتوپلاسم) مادر نسبی نوزاد میباشند و فرد در اختیار گزارنده رحم نیز در حکم مادر رضاعی است. بنابراین امکان تولد نوزادانی با چند نسب مادری وجود دارد.