مقدمه ای بر زیبایی شناسی نقش و رنگ گلیم های عشایر بختیاری

نویسندگان

1 استادیار دانشکده هنر دانشگاه شهرکرد

doi
10.22077/nia.2014.551
چکیده

نبوغ هنری و کیفیات زیبائی‌شناختی عشایر ایران خاصه عشایر بختیاری را می‌توان بر پهنة دستبافته‌های ایشان جستجو کرد. از این حیث گلیم، الگوئی در خور توجه و شاخص است. این هنر-صنعت پر پیرایه جولانگاه نقش و رنگ دنیای خیالین مردمانی‌ست که هیچگاه از هنر استفادة ابزاری نکرده‌اند؛ نه برای ابلاغ باورها و پنداشتهایشان و نه برای بدست آوردن بازار و سلیقة مخاطب و مشتری محصولاتشان. نقش و رنگ گلیم عشایر بختیاری بدون اغراق از زنده‌ترین و پرمایه‌ترین هنرنمائی‌های عشایر و روستائیان ایران است. از حیث بصری وزن و ارزش کم نظیر گستره‌ها و تعاملات فضای مثبت و منفی و بازیهای بصری آن و همچنین همنشینی بی‌بدیل رنگهائی که از حیات پیرامون ایشان مایه می‌گیرد با بسیاری از مؤلفه‌های مدرن همچون «آشنائی زدایی[1]»؛ تاکید بر شکل (فرم) و ارزشهای بصری ناب آن و نیز انتزاعی گری از یک‌سو و ملاکهای ماندگار «هنرقومی»، از سوی دیگر هم‌گرائی دارد. در هنرهای دیداری قومی تحلیلهای شکلی و صوری بر تحلیلهای زبانی اولویت دارد. بر همین اساس نزد هنرمند عشایری و روستایی مناسبت درونی و صوری طرح در نسبت به تحلیلهای زبانی و معنایی واجد اهمیت بسزایی است. این پژوهش که به صورت میدانی تحقیق و تحصیل شده، سعی دارد به روش تحلیلی-توصیفی و استدلال قیاسی ممیزه های زیبائی شناسی نقش و رنگ گلیم عشایر بختیاری را مورد مداقه قرار دهد. آنچه سؤال اصلی در پیشبرد این پژوهش دانسته می شود؛ چگونگی روند تکامل «آگاهی زیبائی شناختی» و نحوه انطباق انگیزة حاکم بر فرآیند خلق کنندگی ایشان، با مؤلفه های زیبائی شناسی ست که سوای هر پیش پنداشت و تحلیل اجتماعی-تاریخی مرتبط با این آثار، خواندنی و تطبیق پذیر می باشد.