ارائه مدل حکمروائی یکپارچه روستایی- شهری مطالعه موردی: شهرستان‌های حوزه شمالی استان ایلام

نویسندگان

1 گروه جغرافیا، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه پیام ‌نور، تهران، ایران

2 گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

3 گروه جغرافیا، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه پیام ‌نور، تهران، ایران

doi
10.22034/jsc.2022.312703.1562
چکیده

مطالعه برنامه­ریزی­ها نشان می­دهد بسیاری از برنامه­های توسعه به خاطر داشتن تفکر تک بعدی و در نظر نگرفتن روابط شهر و روستا و عدم مدیریت یکپارچه با شکست مواجه شده اند. در نظر نگرفتن روابط شهر و روستا و عدم تعامل میان مدیران شهری و روستایی مانعی برای شکل گیری مدیریت یکپارچه بوده و پی آمد آن قطبی شدن توسعه، عدم تعادل منطقه ای، روستا گریزی، رشد سریع و بدون برنامه شهرها گردیده است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف ارائه الگو حکمروایی یکپارچه روستایی – شهری برای شهرهای حوزه شمالی استان ایلام انجام شده است. برای این منظور 9 شاخص انسجام و ترکیب نگری، انسجام فضایی، تعامل و پیوند میان مدیریت شهری و مدیریت روستایی، مشارکت جویی، اجماع گرایی، مسئولیت پذیری، پاسخگویی، عدالت و برابری و شفافیت با نماگرهای متناسب مورد ارزیابی قرار گرفت. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی می باشد. جامعه آماری مدیران شهری و شوراهای شهر و روستا می باشند که در این میان  322 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و نرم افزار pls مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. بررسی ضرایب مسیر نشان می­دهد که تعامل و پیوند میان مدیریت روستایی و شهری (هم افزایی) با ضریب 854/0 بیشترین امتیاز را کسب نموده و شاخص انسجام فضایی با ضریب 839/0 در رتبه دوم قرار دارد. شاخص انسجام ترکیب نگری با ضریب 791/0 درجه سوم میزان اثرگذاری بر شکل گیری حکمروایی یکپارچه روستایی-شهری را به خود اختصاص داده است و شاخص مشارکت جویی با 770/0، شاخص اجماع گرایی با 728/0، شاخص پاسخگویی با 696/0، شاخص مسئولیت پذیری با 678/0، شاخص شفافیت با 637/0 و شاخص عدالت و برابری با 604/0  به ترتیب در جایگاه چهارم تا نهم میزان تاثیرگذاری بر شگل گیری حکمروایی یکپارچه روستایی-شهری قرار گرفته­ اند.