زمینهبندی راهبردهای معماری و شهرسازی ایران در دوران پساکرونا به روش نظریه بر پایهایی
نویسندگان
1 گروه معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/jsc.2023.280198.1442چکیده
بحران شیوع ویروس کرونا سبب شده برخی اصول انضباطهای فکری مورد تردید قرار گیرد. اتخاذ راهبردهای جدید، تصمیم گیران را با چالش مواجه ساخته است. این مقاله به اکتشاف مهمترین راهبردها بهصورت مدلی ساده برای جامعه ایران در مواجه با چالش این پدیده در زمینههای معماری و شهرسازی میپردازد. با توجه به ابهامات درمانی، نحوه و سرعت عمل ویروس و توزیع واکسن، لازم است تا افزون بر زمینههای نظری، عرصههای عملی پاسخگوی این نوع بحرانها باشد. هدف، بسترسازی برای تولید دانش در این زمینه است. چراکه برخی ادعاهای شهرسازی برآمده از این پدیده، تازگی کاذب رسانهای داشته یا برآمده از استدلالهای نادرست است. مبتنی بر نظریه بر پایهایی و با روش تحلیل محتوا، دادههای دست اول از متون حاصله از اتاق فکر و جلسات خبرگان معماری-شهرسازی کشور، جمعآوری و با مطالعات کتابخانهای و اسکیسهای ترسیمی دانشجویان تحصیلات تکمیلی طی یک ترم به اشباع نظری رسیده است. «چالش»، «پیامد» و «راهبردهای محتوایی» با کدگذاری «آزاد»، «محوری» و «منتخب» به کمک نرمافزار اطلس تی آی تحلیل و مدلسازی شده است. یافتهها حاکی است که زمینه راهبردهای محوری برخاسته از چالشهای منتخب پنجگانه، در طیفی وابسته از کمتر کالبدی (شامل اقتصادی-اجتماعی، مدیریتی-مشارکتی و فرهنگی-آموزشی)، تا بیشتر کالبدی (شامل برنامهریزی-طراحی، زیرساختی-شبکهای) قابل دستهبندی است. راهبردها در زمینههایی مثل مسکن، مشارکت، مردمسالاری دینی، آموزش، بهرهگیری از اصول طراحی و برنامهریزی با رویکردهای سلامتمحور و توسعه زیرساختهای فناوری و حملونقل عمومی بهدستآمده است. بااینوجود، یافتهها و راهبردهای دوران پساکرونا مغایرتی با دوران پیشاکرونا نداشته ولی فرصتی ویژه برای کشور است. بیشترین وجه اشتراکی زمینهها، کنشهای دوگانه هویتی است. در این تجربه زندگی، هویت آدمی بیشتر در کنشهای سیال و دوگانه فضا-زمان، عمومی-خصوصی، باز-بسته، مشهود-نامشهود، محلی-جهانی، سنت-مدرنیته، مریی-نامریی و حضور-غیاب چند جهانی شده است. همچنین حکمروایی سلامتمحور شهری راهبرد اصلی گرد هم آورنده سایر راهبردهاست