عوامل موثر بر تقاضای آب صنعتی در ایران و چالشهای پیشرو
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسیارشد اقتصاد، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، ایران
2 استادیار، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، ایران
3 دانشیار، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، ایران
doi
10.22067/jwsd.v9i2.2203.1129چکیده
همگام با تلاش کشورها برای دستیابی به درآمد سرانه بالاتر و توسعه اقتصادی، مصرف آب در بخشهای کشاورزی، صنعت و خانگی افزایش مییابد. باتوجهبه محدودیت جدی در عرضه منابع آب، بررسی عوامل افزایشدهنده تقاضای آب اهمیت مییابد. در همین راستا، پژوهش حاضر نقش سه عامل تولید، ساختار و بهرهوری را در تغییرات تقاضای آب بخش صنعت ایران (در سطح کدهای دورقمی ISIC) با استفاده از روش شاخص میانگین لگاریتمی دیویژیا (LMDI) بررسی کرده است. تجزیه تقاضا برای دورههای 1375-1380، 1380-1386، 1386-1390 و 1390-1396 نشان داد عامل تولید صنعتی بیشترین سهم را در افزایش تقاضای آب طی این دورهها داشته و سهم آن از ۴۳ درصد به ۸۰ درصد افزایش یافته است. در مقابل، سهم بهرهوری در کاهش تقاضای آب از ۴۵ درصد به ۷ درصد کاهش پیدا کرده و اثر آن نیز معکوس شده است (یعنی کاهش بهرهوری آب مصرفی و افزایش تقاضای آب). تغییر ساختار صنعت نیز سهم تاحدودی ثابت و در حدود 10 درصد به خود اختصاص داده است. در نتیجه، افزایش تولید صنعت، نیروی محرکه اصلی تقاضایِ روزافزون بخش صنعت برای آب در ایران بوده؛ و بهبود بهرهوری و اصلاح ساختار صنایع (به نفع صنایع کمآبخواه) نتوانستهاند آن را خنثی کنند و حتی سهم آنها در دورههای اخیر کاهش یافته است. بنابراین نتیجه استراتژی خودکفایی در حوزه صنعت حداقل از دید مسئله آب، پایدار نبوده و ادامه مسیر فعلی به تشدید بحران آبی و حتی انتخاب میان دوگزینه بقای صنعت یا کاهش تنشهای آب منجر خواهد شد.