ممنوعیت شکنجه در فقه و حقوق ایران و مقایسۀ آن با حقوق بین‌الملل (آموزه‌هایی برای سیاست‌گذاری قضایی)

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی ارشد حقوق بین الملل، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران.

2 دانشیار، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران.

doi
10.22096/law.2024.2007840.2157
چکیده

ممنوعیت شکنجه به‌عنوان یکی از قواعد تکامل‌یافته‌، تا به امروز فرازونشیب‌هایی را گذرانده است. در حقوق بین‌الملل، این عنوان بعد از اجماع جهانی سال 1948، به‌طور سازمان‌یافته در نظامات حقوقی در نظر گرفته شد و به‌عنوان یک قاعدۀ آمره، در اسناد بین‌المللی به ظهور رسید؛ اگرچه قبل از ایجاد زمینه‌های حقوق بین‌الملل معاصر، قباحت اعمال خشونت‌آمیز، بالاخص درمورد اسیران، در مکاتب دینی مذموم شده بود. در این رابطه، در روایات اسلامی احکام صریحی پیش‌بینی‌ شده که اگرچه به‌خودی‌خود منشأ تصمیم‌گیری فقهی است، ولی به‌دلیل کلی بودن روایات و شأن نزول هریک، شاهد تشتت آرا در این زمینه بوده‌ایم.نگاهی به نظرات حقوقی شورای نگهبان و ایجاد رویۀ حقوقی نوین ایران درمورد جرم شکنجه و مقایسۀ آن با نظرات خبرگان قانون اساسی در اوایل انقلاب، رویکردهای متفاوت فقهی و حقوقی در حیطۀ این موضوع را به‌خوبی مشخص می‌کند. مقالۀ حاضر درصدد است تا با نگاهی نو، با بررسی چند پروندۀ مهم در این زمینه و نوع قضاوت محاکم، نتیجه‌گیری جدیدی در این موضوع را با استفاده از روش گردآوری کتابخانه‌ای و اسنادی به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی، به منصۀ ظهور برساند که می‌تواند برای تنظیم سیاست‌گذاری‌های قضایی در این رابطه، بهره‌برداری شود.