واکاوی پیچیدگیهای بازآفرینی پایدار در بافتهای مرکزی شهری (موردپژوهی: شهرکرد)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، جغرافیا و برنامهریزی شهری، گروه جغرافیای انسانی و برنامهریزی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، برنامهریزی آمایش سرزمین، گروه جغرافیای انسانی و برنامهریزی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه جغرافیای انسانی و برنامهریزی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران،
doi
10.22061/jsaud.2025.11325.2265چکیده
مقدمه: یکی از مهمترین رویکردهای جدید در احیای بافتهای فرسوده شهری، رویکرد بازآفرینی شهری است. در این رویکرد تمامی ابعاد اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیرساختی همگام و همسو در جهت نیل به پایداری مورد بهبود قرار میگیرند. مشارکت اجتماعی نیز لازمه اجرای طرحهای بازآفرینی شهری است. با توجه به این نکته، در پژوهش حاضر به بررسی وضعیت ابعاد و شاخصهای بازآفرینی شهری با رویکرد اجتماعمحور در بافت فرسوده شهرکرد پرداخته شد. روش تحقیق: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر ابزار پرسشنامه است. جامعه آماری پژوهش تمامی ساکنان محدوده بافت فرسوده شهرکرد است. نتایج و بحث: نتایج پژوهش نشان داد وضعیت کلی ابعاد و شاخصهای بازآفرینی در بافت فرسوده شهرکرد مناسب نیست و در این میان، ابعاد اجتماعی و زیستمحیطی وضعیت نامناسبتری نسبت به دیگر ابعاد مورد مطالعه دارند. همچنین از نظر میزان اهمیت، در بعد کالبدی، شاخص دسترسی و خدمات، در بعد اجتماعی، هویت، در بعد زیستمحیطی، ظرفیت قابل تحمل و در بعد اقتصادی نیز شاخص نظام فعالیتها دارای بیشترین میزان اهمیت بودند. مطابق نتایج به دست آمده از آزمونهای آماری بین شاخصهای مورد بررسی و بازآفرینی اجتماع محور رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. با توجه به تأیید وجود تفاوت در میان تأثیرگذاری ابعاد بر وضعیت بازآفرینی بافت فرسوده شهرکرد، بعد اجتماعی دارای بیشترین اثرگذاری بر وضعیت موجود بازآفرینی در محدوده مورد مطالعه بود.نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد بافت فرسوده شهرکرد با چالشها و مشکلات زیادی دست به گریبان بود و مدیریت شهری در راستای بهبود وضعیت موجود این بافت و جلوگیری از به حاشیه رفتن آن نتوانسته است اقدام مناسبی انجام دهد و الگوهای مختلف بازآفرینی در مورد این بافت مورد اغفال قرار گرفتهاند.