واکاوی جایگاه تفکر سیستمی در فرایند طراحی پایدار

نویسندگان

1 استاد، گروه معماری، دانشکده مهندسی معماری و شهرسازی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری معماری، گروه معماری، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.

3 استادیار، گروه معماری، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران

doi
10.22061/jsaud.2025.11508.2278
چکیده

تفکر سیستمی به‌عنوان یک روش کلی‌نگر با تحلیل روابط متقابل میان اجزا در یک سیستم، این امکان را به طراحان می‌دهد تا مشکلات پیچیده طراحی را به‌طور جامع و سیستماتیک بررسی کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی جایگاه تفکر سیستمی در فرایند طراحی پایدار و تبیین این رویکرد بر بهبود عملکرد و هماهنگی در طراحی‌ها را شکل گرفت. پژوهش در پی پاسخگویی به دو سؤال اصلی بود؛ چگونه تفکر سیستمی در بهبود فرایند طراحی عمل می کند؟ مؤلفه‌های تفکر سیستمی در بهبود فرایند طراحی کدامند؟ پژوهش حاضر از نوع کیفی و از نظر زمانی جزو مطالعات مقطعی است. شیوه گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر به روش کتابخانه‌ای و میدانی بود. ابتدا منابع مختلف بررسی و با استفاده از روش تحلیل محتوا مؤلفه‌های تفکر سیستمی در فرایند طراحی، اصول، مزایا، و چالش‌های به‌کارگیری تفکر سیستمی در فرآیند طراحی مشخص شد. به عبارتی، با استفاده ازمنابع علمی و معتبر در حوزه‌های تفکر سیستمی و فرایند طراحی، جایگاه این دو مفهوم در کنار هم بررسی شد. جهت جستجو و بررسی از منابع علمی موجود مانند مقالات پژوهشی، کتاب‌ها، و منابع الکترونیکی شامل پایگاه‌های علمی معتبر داخلی و بین‌المللی مانند Google Scholar، SID، Scopus، civilica به کار گرفته شد. سپس با استفاده از روش دلفی و نظر داوران انتخابی مؤلفه‌ها مورد تأیید نهایی قرار‌‌گرفتند. جامعه آماری شامل اساتید گروه معماری بودند. در پژوهش حاضر 6 نفر به عنوان نمونه به‌صورت در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها به‌صورت کیفی و کمی با استفاده از نرم افزار Spss نسخه 22 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که الگوی تفکر سیستمی در طراحی شامل 3 مضمون اصلی، 6 مضمون فرعی و 20 مؤلفه بود. اعتبار درونی الگو با روش دلفی بررسی شد که 1 مؤلفه حذف شد و ضریب هماهنگی کندال براساس نظر 6 داور برای مؤلفه-های الگو 93/0 بدست آمد که در سطح 001/0 معنادار بود. بر اساس این نتایج می توان گفت که استفاده از تفکر سیستمی در طراحی می‌تواند به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای منجر به بهبود فرایند طراحی و ایجاد راه‌حل‌های پایدارتر در مقوله‌های برخورداری از دیدگاه جامع و همه جانبه در طراحی، کاهش خطاها و مشکلات، بهبود هماهنگی بین اجزاء، افزایش کارایی و بهره وری و نیز افزایش پایداری طراحی شود. با این حال، محدودیت‌هایی نظیر پیچیدگی فرایند طراحی و نیاز به زمان و منابع بیشتر، تخصص و مهارت‌های چندرشته‌ای، و نیز مقاومت در برابر تغییر در پیاده‌سازی این رویکرد وجود دارد.