تولید کربوکسی متیل سلولز (CMC) از خمیرکاغذهای رنگبری شده باگاس و جوهرزدائی شده کاغذهای باطله مخلوط اداری: شناسائی و مقایسه ویژگی ها

نویسندگان

1 استاد گروه شیمی، دانشگاه پیام نور تهران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه فناوری سلولز و کاغذ، دانشگاه شهید بهشتی

3 هیات علمی گروه فناوری سلولز و کاغذ، دانشکده مهندسی فناوری های نوین، دانشگاه شهید بهشتی

4 استادیار گروه فناوری سلولز و کاغذ، دانشگاه شهید بهشتی

doi
چکیده

خمیر رنگبری‌شده سودای باگاس به‌عنوان الیاف غیرچوبی و خمیر جوهرزدائی‌شده کاغذهای باطله مخلوط اداری (DIP) به‌عنوان الیاف بازیافتی، در محیط قلیایی و با استفاده از مونوکلرو استیک اسید (MCA) به‌عنوان عامل اتری‌ساز و تحت شرایط مشخصی؛ کربوکسی متیل‌دار شدند. ترکیب شیمیایی خمیرها مشتمل بر میزان آلفاسلولز، همی‌سلولز، لیگنین، مواد استخراجی و خاکستر، ظرفیت نگهداری آب، گرانروی ذاتی، میزان گروه‌های کربوکسیل و pH تعیین گردید. میزان آلفاسلولز به‌عنوان مهمترین ویژگی مشتق‌سازی در خمیر DIP %66/84 و در خمیر باگاس %33/71 و ترکیبات غیرپلی‌ساکاریدی (شامل لیگنین، مواد استخراجی و خاکستر) در خمیر DIP %92/5 و در خمیر باگاس %36/2 اندازه‌گیری شد. کربوکسی متیل‌دار کردن سلولز انجام و درجه جایگزینی (DS)، گرانروی، خلوص، pH و بازده CMC تولیدی نیز تعیین و وابسته به منشا خمیر سلولزی تشخیص داده‌شد. ویسکوزیته و خلوص CMC تولیدی از خمیر DIP (به ترتیب981 سانتی‌پوآز و 93%) بیشتر از CMC تولیدی از خمیر باگاس (به ترتیب680 سانتی‌پوآز و %33/87) اندازه‌گیری شد که به میزان بالاتر آلفاسلولز آن نسبت داده‌شد. در حالیکه بازده و DS در CMC تولیدی از خمیر باگاس (به ترتیب %8/168 و 57/0) در مقایسه با CMC تولیدی از خمیر DIP (به ترتیب %155و 45/0) بالاتر ارزیابی گردید، که از درجه کریستالیته و جرم مولکولی پائین‌تر ترکیبات باگاس نشات می‌گیرد و منجر به ورود و جایگزین‌شدن بیشتر گروه‌های کربوکسیلی می‌گردد. در مجموع، منابع خمیرهای سلولزی بومی می‌توانند به‌عنوان گزینه‌های ممکن و در دسترس برای تولید مشتقات سلولزی مدنظر قرارگرفته و منجر به حل مشکلات ناشی از کمبود منابع الیاف گردد.