تحلیل تفاوتهای تصویر ذهنی زنان و مردان از منظر مطلوبیت فضا در پیادهراههای شهری (موردپژوهی: پیادهراه تربیت تبریز)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری طراحی شهری، ,واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
2 استادیار، گروه معماری و شهرسازی، واحد ایلخچی، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلخچی، ایران.
3 دانشیار گروه معماری و شهرسازی، واحد تبریز، دانشگاه آزاداسلامی، تبریز، ایران
4 استادیارگروه معماری و شهرسازی، واحد تبریز، دانشگاه آزاداسلامی، تبریز، ایران.
doi
10.22061/jsaud.2025.11545.2282چکیده
مقدمه: در تعامل میان انسان و محیط، درک فضا توسط شهروندان از اهمیت ویژهای برخوردار است. افراد وقتی در یک محیط قرار میگیرند، اطلاعات مختلفی را درباره آن فضا در ذهن خود ثبت میکنند که بهتدریج تصویر واضحتری از محیط اطراف را در ذهن آنان شکل میدهد. بر اساس تحقیقات، تصویر ذهنی مردان و زنان از محیط به طور قابلتوجهی با یکدیگر متفاوت است. با توجه به این تفاوتها تمرکز اصلی بر درک ارتباط بین فعالیتهای مردان و زنان و تأثیر آن بر برنامهریزیهای آینده است. در این پژوهش ابتدا تفاوتهای تصویر ذهنی مردان و زنان از منظر مطلوبیت فضا در پیادهراه مورد تحلیل قرار میگیرد. هدف از انجام این پژوهش، تحلیل تفاوتهای تصویر ذهنی زنان و مردان در پیادهراه تربیت تبریز از منظر مطلوبیت فضاست تا با بررسی رویکردها و مبانی نظری تصویر ذهنی چارچوبی را ایجاد کند که بهوسیله آن تفاوتهای تصویر ذهنی زنان و مردان در پیادهراه تربیت در شهر تبریز از نظر مطلوبیت فضا تحلیل شود.روش تحقیق: این پژوهش باهدف کاربردی و رویکردی ترکیبی از روشهای کمی و کیفی، به بررسی پیادهراه تربیت تبریز میپردازد. در بخش کمی، دادهها از طریق پرسشنامه جمعآوری میشوند، درحالیکه در بخش کیفی، از روش مشاهده میدانی استفاده خواهد شد. جامعه آماری این مطالعه شامل 20000 نفر از عابران و شهروندان حاضر در محدوده پیادهراه تربیت تبریز است. با استفاده از فرمول کوکران و با درنظرگرفتن خطای 5%، حجم نمونه موردمطالعه شامل 380 نفر از مشارکتکنندگان (190 مرد و 190 زن) انتخاب شده است.نتایج و بحث: نتایج بهدستآمده از این پژوهش نشاندهنده تفاوتهای معناداری در ارزیابی شاخصها توسط مردان و زنان است. بر اساس نظر مردان، شاخصهایی نظیر دسترسی با میانگین رتبه (9.45)، هویت (8.65) و آگاهی (7.71) به ترتیب به عنوان مطلوبترین معیارها شناخته شدند. این در حالی است که زنان، در ارزیابی خود، به شاخصهای ایمنی با میانگین رتبه (9.89)، دسترسی (8.75) و هویت (7.62) به ترتیب اولویت بیشتری دادهاند.نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش تفاوتهای معنادار در ارزیابی شاخصها توسط مردان و زنان میتواند ناشی از تجارب و نیازهای متفاوت هر گروه باشد و بهخوبی نشاندهنده اهمیت توجه به دیدگاههای جنسیتی در تحلیل و ارزیابی شاخصهای مختلف است؛ بنابراین، درک این تفاوتها میتواند به پیشبرد سیاستها و برنامههای بهبود کیفیت زندگی برای هر دو جنس کمک کند و نیازهای خاص هر گروه را موردتوجه قرار دهد.