تعیین ساختار بازارهای هدف زعفران و تحلیل اثرگذاری آن بر صادرات ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اقتصاد کشاورزی، دانشکده اقتصاد و توسعه کشاورزی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج.
2 کارشناسی ارشد، اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد
3 استادیار اقتصاد کشاورزی، دانشکده اقتصاد و توسعه کشاورزی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج،
4 دانشجوی دکتری اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد،
doi
10.22048/jsat.2020.217710.1379چکیده
با توجه به رقابت روزافزون در بازارهای جهانی، نیاز به شناخت جامع بازارهای هدف جهت اتخاذ برنامههای بازاریابی اهمیت چشمگیری دارد. یکی از مولفههای اثرگذار در انتخاب استراتژیهای بازاریابی در سطح بینالمللی بررسی ساختار بازار کشورهای واردکننده است. لذا این مطالعه دو هدف اصلی تعیین ساختار بازار کشورهای مهم واردکننده زعفران و سپس بررسی اثر این متغیر بر صادرات زعفران ایران را جهت پیشبرد ادبیات پژوهش در حوزه صادرات زعفران به عنوان یکی از مهمترین محصولات صادراتی بخش کشاورزی ایران دنبال کرده است. جهت دستیابی به این اهداف از شاخص هرفیندال-هیرشمن برای محاسبه ساختار بازار و الگوی جاذبه برای تعیین نوع اثرگذاری متغیر بر صادرات ایران در دوره زمانی 2017-2001 استفاده شده است. نتایج ساختار بازار نشان داد که از میان 16 کشور اصلی واردکننده زعفران هیچ کشوری دارای ساختار رقابت کامل نبوده و در همه بازارها درجهای از انحصار وجود دارد. همچنین نتایج تغییرات ساختار بازار کشورهای واردکننده زعفران در دو دوره زمانی 2010-2001 و 2017-2011 نشان داد که ساختار بازار 7 کشور آرژانتین، چین، آلمان، ژاپن، اسپانیا، سوئد و امارات متحده عربی انحصاریتر شده است و 9 کشور دیگر ساختار رقابتیتری پیدا کردهاند. براساس نتایج الگوی جاذبه، متغیر ساختار بازار کشورهای واردکننده اثر معنیداری بر صادرات زعفران ایران داشته است و رقابتیتر شدن بازارهای هدف موجب کاهش صادرات زعفران ایران شده است. از این رو، با توجه به رقابتیتر شدن بازارهای هدف زعفران، پیشنهاد میشود که صادرکنندگان بر بهبود مولفههای رقابتی خود در بازارها به ویژه بستهبندی توجه بیشتری نمایند. به طوری که مطابق با استانداردهای جهانی، باید بستهبندی براساس نوع کیفیت محصول انجام شود و اطلاعات کاملی به مشتریان ارائه کند.