از نظریۀ چراغ قرمز تا نظریۀ چراغ سبز؛ تأملی تطبیقی بر رویکردهای نظارت قضایی بر اعمال اداری

نویسندگان

1 دانشیار، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران.

2 استادیار، دانشکده حقوق، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.22096/law.2024.127488.1673
چکیده

رویکردهای کلان نظارت قضایی، نشان‌دهندۀ جهت‌گیری کلی دادگاه‌ها در مسئلۀ نحوۀ کنترل قضایی بر اعمال دولت است. در ادبیات کنترل قضایی بر اعمال اداری، عموماً سه رویکرد کلی از یکدیگر قابل تفکیک هستند: رویکرد حق‌محور یا انگلیسی که بیشتر مبتنی‌بر نظریۀ چراغ قرمز و کنترل شدید بر اداره، همراه با گرایش به حمایت از حقوق و آزادی‌های افراد دربرابر مقتضیات سازمانی است. رویکرد کارکردگرا یا آمریکایی که بیشتر مبتنی‌بر نظریۀ چراغ سبز، با تمایل کمتر به گسترش دامنۀ نظارت و توجه به مقتضیات اداره است. درنهایت رویکردهای مختلط یا الگوهای استرالیایی ـ کانادایی که بیشتر بر نظریۀ چراغ زرد و الهام از دو نظریۀ پیشین استوار است. سؤال اساسی این مقاله آن است که هرکدام از رویکردهای پیش‌گفته، براساس چه مبانی و دغدغه‌های نظری و عملی در حقوق اداری شکل گرفته و چه آثار حقوقی در عرصۀ نظارت به دنبال دارند؟ فرضیۀ اساسی این مقاله در پاسخ به سؤال اصلی این است که گرایش هر نظام سیاسی و حقوقی به یکی از نظریه‌های فوق، امری تصادفی نیست، بلکه ریشه در تاریخ و فلسفۀ حقوق اداری آن دارد و می‌تواند آثار حقوقی متفاوتی به دنبال داشته باشد.