بررسی تطبیقی قاعدۀ احسان در فقه و حقوق کیفری ایران

نویسندگان

1 دانشیار، دپارتمان حقوق، دانشگاه مفید، قم، ایران.

doi
10.22096/law.2023.551418.2026
چکیده

قاعدۀ احسان در حقوق کیفری ایران از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و در مادۀ 509 و 510 قانون مجازات اسلامی سال 92، به‌طور خاص مورد توجه قرار گرفته‌است. این قاعده از نگاه فقهی مورد پذیرش فقها قرار گرفته و مستند آن قرآن، روایت، عقل و بنای عقلاست. درخصوص قلمرو و شرایط این قاعده، اختلافاتی میان فقها و حقوق‌دانان وجود دارد، ازجمله این‌که آیا قلمرو قاعده فقط مربوط به دفع ضرر است و یا شامل جلب منفعت نیز می‌شود؟ درمورد شرایط قاعدۀ احسان نیز این پرسش اساسی مطرح شده‌است که آیا علاوه‌بر قصد احسان، عمل محسنانه نیز باید در واقعِ امر نیکو باشد یا خیر. به نظر می‌رسد علاوه‌بر قصد احسان، عمل نیز باید عرفاً متناسب و معقول باشد، به‌گونه‌ای که به‌ دور از افراط و تفریط باشد و نوعاً منجر به دفع ضرر یا جلب منفعت شود، اگرچه ممکن است تصادفاً و اتفاقاً منجر به ضرر و خسارت شود. افزون بر این، قول صحیح این است که در قاعدۀ احسان، تبرعی بودن شرط است و رویۀ قضایی ایران نیز ناظر به رفتاری است که بدون اخذ اجرت باشد. در مقالۀ حاضر، ضمن تفسیر مواد 509 و 510 ق.م.ا. به مهم‌ترین جلوه‌های قاعدۀ احسان در حقوق کیفری ایران، ازجمله جایگاه قاعده در خطای مجری احکام و نیز خطای پزشکی پرداخته شده‌است.