تبیین الگوهای طراحی محیط بیوفیلیک: مرور نظاممند مفاهیم و رویکردها
نویسندگان
1 کارشناس ارشد معماری، گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه معماری منظر، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.
doi
10.22061/jsaud.2024.10750.2215چکیده
مقدمه: در طول دو دههای که از عمر طراحی بیوفیلیک در معماری میگذرد، دیدگاههای متعددی در زمینه الگوهای یک محیط بیوفیلیک ارائه شده است که تفاوتهایی با یکدیگر دارند. هدف از این پژوهش، تحلیل شباهتها و تفاوتهایی است که در میان این دیدگاهها وجود دارد.روش تحقیق: نوع پژوهش کیفی و گردآوری اطلاعات بر مبنای مطالعه منابع کتابخانهای- اسنادی انجام گرفته است. کلیدواژهها و مفاهیم اصلی از طریق تحلیل محتوای مطالب، استخراج شده و از طریق استدلال استقرایی و تطبیق میان آنها نتایج به دست آمده است. در این تحقیق، دیدگاههای مختلف مطرح شده در زمینه الگوهای طراحی بیوفیلیک از طریق مرور نظاممند استخراج گردیده و 47 منبع نهایی مورد بررسی قرار گرفتند.نتایج و بحث: دیدگاهها در 4 خوشه قابلیت جمعبندی داشتند و از میان آنها خوشه غالب انتخاب شد. این خوشه از سه دستهبندی تجربه مستقیم طبیعت، تجربه غیرمستقیم طبیعت، تجربه فضا و مکان و 27 الگو تشکیل شده است. الگوهایی که از میانگین فراوانی دسته مربوطه، فراوانی بیشتری داشتند به عنوان الگوهای مهم شناسایی و برای هر یک از این الگوها راهکارهای طراحی ارائه شد. برخی از الگوهایی که مهمترند، عبارتند از سبزینگی، نور طبیعی، آب، اشکال و فرمهای طبیعی، مصالح طبیعی و دورنما و پناهگاه.نتیجهگیری: برخی از راهکارهای طراحی ارائه شده با فراوانی بیشتر عبارتند از وارد کردن پوشش گیاهی به فضای داخلی از طریق دیوارهای سبز داخلی، آتریومهای بزرگ با محیطهای شبیه پارک و بسترهای کاشت داخلی، گنجاندن گیاهان در ساختمان با استفاده از بامهای سبز، دیوارها و نماهای سبز و فضاهای سبز جیبی، گسترش محیط آبی از طریق ساخت مناظر آبی همچون فوارهها، بدنههای آبی، تالابها و برکههای ساخته شده، دیوارهای آبی و آکواریومها، استفاده از هندسه فراکتال در طراحیها، استفاده از مصالح طبیعی مانند چوب، سنگ، بامبو، خاک رس در طیف وسیعی از محصولات، مبلمان و دیگر طراحیهای داخلی و خارجی و ارتباط جغرافیایی، تاریخی، اکولوژیکی و فرهنگی با مکان.