فلسفه تنظیم مقررات بانکی بر اساس سیاست احتیاطی کلان
نویسندگان
1 استادیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشجوی دکترای حقوق تجارت و سرمایه گذاری بین المللی دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.48308/eclr.2023.103098چکیده
با شروع آزادسازیهای تجاری از دهۀ 1970 بحرانهای مالی دامنگیر اقتصاد کشورها شد. بعد از وقوع بحران مالی جهانی سال 2007، نگاه به ثبات مالی تغییر یافت و کشورها بهجای توجه به ثبات مالی هر بانک، ثبات کل نظام مالی را مورد توجه قرار دادند و برای رسیدن به این هدف، اقدام به تنظیم مقررات بانکی بر اساس سیاست احتیاطی کلان نمودند. شتابزدگی کشورها در این امر منجر به عدم توجه به فلسفۀ تنظیم مقررات بانکی براساس سیاست احتیاطی کلان شد. اگر مشخص نباشد کدام دسته از فعالیتهای بانکی منجر به شکست بازار میشوند، نمیتوان چارچوب مداخلۀ قانونگذار در حوزۀ بانکداری را ترسیم نمود. پژوهش حاضر که براساس روش تحلیلی-توصیفی تدوین شده است، با جمعآوری دادههای کتابخانهای درصدد پاسخ به این سؤال بوده است که فلسفۀ تنظیم مقررات بانکی براساس سیاست احتیاطی کلان چیست؟ مطابق یافتههای این پژوهش، برخی فعالیتهای بانکی منجر به ایجاد آثار جانبی منفی میشوند که تهدیدکنندۀ ثبات مالی هستند. قانونگذار در مسیر تنظیم مقررات بانکی براساس سیاست احتیاطی کلان باید این آثار منفی جانبی را شناسایی و برای اصلاح شکست بازار ناشی از آنها چارچوب قانونی مناسب را طراحی کند.