پاسخ‌های فرآیند کیفری به کودکان و نوجوانان از منظر حقوقی- جرم شناختی ، با رویکرد تطبیقی به حقوق ایران و کانادا

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 استادیار حقوق جزا و جرم‌شناسی، عضو هیأت علمی پژوهشکدۀ تحقیق و توسعۀ علوم انسانی (سمت)، تهران، ایران.

doi
10.22096/law.2022.138689.1791
چکیده

کودکان و نوجوانان در فرآیند کیفری، به علت آسیب‌پذیری بالا، نیازمند رویکردی افتراقی نسبت به بزرگسالان هستند تا علاوه بر بازپروری، اثرات سوء این فرآیند به حداقل رسد. طبق نظریه‌های جرم‌شناسی (از جمله، نظریۀ برچسب‌زنی)، تحمیل برچسب‌های مجرمانه می‌تواند دیدگاه جامعه را نسبت به به کودک و نوجوان تغییر داده و این باور نادرست را در فرد ایجاد کند که ذاتاً مجرم است. این تصور می‌تواند او را در جهت ارتکاب اعمال مجرمانه دیگری سوق دهد و بازگشت به زندگی عادی را دشوار گرداند. در نتیجه، شیوه دادرسی و واکنش‌های تعیین‌شده برای آنان، همواره باید مورد توجه قرار گیرد. به عنوان یک مطالعۀ تطبیقی، دو کشور ایران و کانادا در جدیدترین قوانین خود، نسبت به رسیدگی به جرائم کودکان و نوجوانان معارض با قانون، گام‌های مثبتی در مسیر قضازدایی و کاهش میزان حضور این دسته از بزهکاران در فرآیند کیفری برداشته‌‌اند.این دو کشور اگرچه در مراحل دادرسی و پسادادرسی اقدامات نسبتاً مشابهی مانند کاهش مدت زمان نگهداری در مراکز بازپروری،تعلیق مجازات،آزادی مشروط، قرارهای نظارتی و عدم ثبت سابقه کیفری مقرر نموده‌اند،اما در مرحله پیشادادرسی،نظام کیفری کانادا را ـــ با توجه به پیش‌بینی تدابیر فراقضایی و تشکیل پلیس ویژه کودکان و نوجوانان ـــ می‌توان نسبت به ایران یک گام جلوتر برشمرد.