تحلیل مبادی هستی‌‌شناختی و معرفت‌‌شناختی مسئلة عدالت در اندیشة استاد شهید مرتضی مطهری(ره)

نویسندگان
doi
10.30497/ies.2008.2413
چکیده

عدالت منتهی آمال بشریت در هم ة ا عصار و زم ا ن‌‌ها بوده است و کمتر جریان فکری و جنبش اجتماعی را می‌‌توان سراغ گرفت که شعار عدالت را مطرح نکرده باشد. اما آنچه در این میان باقی است اینکه حسب میراث مکتوب معارف و علوم انسانی- اجتماعی هیچ‌‌گاه توافقی بر سر چیستی عدالت در بین متفکران حاصل نشده است و تعریف از عدالت و مبادی مابعدالطبیعی هر تعریف و همچنین دلالت‌‌های سیاستی آن‌‌ها همیشه محل غفلت و یا منازعه واقع شده است. تحلیل و واسازی هستی‌‌شناختی، معرفت‌‌شناختی و کلامی از مسئل ة عدالت مقوله‌‌ای است که ادبیات ناظر بر نظریه‌‌های عدالت نیازمند آن بوده و هرگونه پالایش نظری و انتخاب در عرص ة سیاست‌‌گ ذ اری و کاربرد، مستلزم تفطن بدان‌‌هاست ؛ از سوی دیگر ، معرفی آرای حکمای اسلامی در این زمینه نیز فارغ از توجهات فلسفی و مابعدالطبیعی ایشان، آن چنان که باید ، محص و لی معرفتی در پی ندارد. از این رو در این نوشته سعی شده که تعاریف یکی از متفکران معاصر اندیش ة اسلامی، استاد شهید مرتضی مطهری(ره)، از مقول ة عدالت حسب نظرات کلامی و فلسفی خود ایشان مورد واسازی هستی‌‌شناختی، معرفت‌‌شناختی و کلامی قرار گیرد تا دلالت‌‌های فلسفی هر یک از تعاریف مطرح‌‌شده توسط ایشان، ب ه ویژه در حوز ة رویکردهای معتزلی، اشعری و شیعی بررسی بیشتری شود و نشان داده شده است که رئالیسم در مسئل ة عدالت جایگاه رکینی را در مباحث ناب اس ل امی داراست.