فراسوی حکمرانی دینی و حکمرانی بر دین: جستوجوی راه سوم در اندیشۀ اسپینوزا و علامه طباطبایی
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
4 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
doi
10.22108/coth.2025.146022.2009چکیده
این پژوهش با رویکردی تطبیقی-ترکیبی، رابطۀ مناقشهبرانگیز دین و حکومت در اندیشۀ باروخ اسپینوزا و علامه سید محمدحسین طباطبایی را بازخوانی میکند. مسئلۀ اصلی پژوهش، فراتر از مقایسۀ صرف، این است که چگونه میتوان از گفتوگوی میان دو پارادایم متعارض «حکمرانی دولت بر دین» و «حکمرانی دینی» به یک چشمانداز جدید برای تعامل سازنده میان مرجعیت سیاسی و معنوی دست یافت. یافتهها نشان میدهد اسپینوزا، در پاسخ به بحرانهای الهیاتی-سیاسی، نظریۀ «حکمرانی بر دین» را برای تأمین صلح و امنیت صورتبندی میکند. در مقابل، علامه طباطبایی با اتکا بر «فطرت» و «اعتباریات»، نظریۀ «حکمرانی دینی» را به عنوان نظامی جامع برای سعادت بشر ارائه میدهد. این پژوهش با قراردادن این دو دیدگاه در یک گفتوگوی انتقادی، استدلال میکند واقعگرایی اسپینوزا در مدیریت عواطف انسانی و تأکید او بر نظم مدنی، میتواند جنبههای آرمانی نظریۀ علامه را کارآمدتر کند. متقابلاً، مفهوم «فطرت» در اندیشۀ علامه میتواند مبنایی متعالی و معنادار برای «خیر عمومی» و «عدالت» فراهم آورد و از تبدیلشدن دولت به یک قدرت خودبسنده جلوگیری کند. در نهایت، این پژوهش الگوی «همکاری انتقادی دین و دولت» را به عنوان یک سنتز مفهومی پیشنهاد میدهد که در آن، دولت حافظ نظم و آزادی است، در حالی که دین به مثابۀ منبع ارزشگذار و جهتدهنده، مشروعیت و غایت اخلاقی آن را تأمین میکند.این پژوهش با قراردادن این دو دیدگاه در یک گفتگوی انتقادی، استدلال میکند که واقعگرایی اسپینوزا در مدیریت عواطف انسانی و تأکید او بر نظم مدنی، میتواند جنبههای آرمانی نظریه علامه را کارآمدتر سازد. متقابلاً، مفهوم «فطرت» در اندیشه علامه میتواند مبنایی متعالی و معنادار برای «خیر عمومی» و «عدالت» فراهم آورد و از تبدیل شدن دولت به یک قدرت خودبسنده جلوگیری کند. در نهایت، این تحقیق الگوی «همکاری انتقادی دین و دولت» را به عنوان یک سنتز مفهومی پیشنهاد میدهد که در آن، دولت حافظ نظم و آزادی است، در حالی که دین به مثابه منبع ارزشگذار و جهتدهنده، مشروعیت و غایت اخلاقی آن را تأمین میکند.