بررسی تطبیقی رابطه انسان و خدا در فلسفه ابن‌باجه و افلاطون و فارابی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران قبل از اسلام، گروه تاریخ و ایران شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشیار گروه تاریخ و ایران شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22108/coth.2024.141258.1897
چکیده

ابن‌باجه در زمینۀ انسان‌شناسی از فیلسوفان یونان به‌طور مشخص. افلاطون و از فلاسفۀ اسلامی از فارابی تأثیر گرفته است. یکی از مسائل انسان‌شناسی فلسفی ابن‌باجه رابطۀ انسان و خدا است. در این نوشتار با روش توص.یفی تحلیلی و تطبیقی، تأثیرپذیری ابن‌باجه از افلاطون و فارابی در رابطة انسان و خدا را بررسی می‌کنیم و در پی پاسخ به این پرسش هستیم که ابن‌باجه در این مسئله از افلاطون و فارابی چه تأثیراتی گرفته است. همچنین، این یافته‌ها دست به دست آمد که ابن‌باجه در رسالۀ اتصال فی عقل فعال در بحث از مراتب انسانی از افلاطون تأثیر گرفته و در مسئلۀ اتصال به عقل فعال و فیض از فارابی تأثیر پذیرفته است. درنهایت، به این نتیجه می‌رسیم که ارتباط انسان و خدا در ابن‌باجه و فارابی ازطریق اتصال به عقل فعال و دریافت موهبت و فیض و در افلاطون ازطریق دیالکتیک است.