بسترهای پیدایی و مانایی عرف اساسی در نظام‌های حقوقی ـ سیاسی ایران و انگلستان

نویسندگان

1 دانشیار گروه حقوق عمومی، دانشگاه تهران، پردیس فارابی، قم، ایران.

2 استادیار دانشکده حقوق، دانشگاه بجنورد، خراسان شمالی، ایران.

3 کارشناس ارشد حقوق عمومی، دانشگاه تهران، پردیس فارابی، قم، ایران.

doi
10.22096/law.2020.114700.1538
چکیده

ریشه‌های عرف اساسی به بسترهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هر جامعه بستگی دارد. مختصات رژیم پارلمانی در انگلستان و روابط میان رئیس کشور و رئیس دولت و سیر تطور نقش پارلمان از کارکرد مشورتی به کارویژه محوری می‌تواند هم منشأ برخی از عرف‌های اساسی و هم ناشی از این عرف‌ها باشد و با همین اهمیت در کمیت و کیفیت است که در عرف‌های اساسی برای تنظیم روابط میان دو رکن غیر مسئول (ملکه=پادشاه) و مسئول (نخست‌وزیر) و پر کردن خلأهای موجود در قانون اساسی نانوشته، ازجمله در تنظیم روابط میان کابینه و پارلمان به کار گرفته می‌شود. در ایران نیز عرف‌های اساسی در حیات سیاسی- حقوقی جامعه نقش پنهان و البته مهمی را بر عهده دارند و در همه نهادهای حاکمیتی و در روابط میان این نهادها می‌توان رگه‌هایی از این عرف‌ها را مشاهده نمود که افزون بر حوزه رفتارها، تأسیس برخی نهادها مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام یا ایجاد برخی پدیده‌ها مانند بازنگری قانون اساسی در سال 1368 نمونه‌هایی عملی از تأثیر این عرف‌هاست. مطالعه تطبیقی نشان می‌دهد بن‌مایه پیدایی عرف‌ها در انگلستان برخاسته از سنت‌هاست؛ بنابراین در انگلستان عرف‌ها ماناتر و پایدارتر هستند، اما در ایران عرف‌ها نوعاً زاده اعمال قدرت نهادهای دارای قدرت است و به همین دلیل، در پوشاندن ردای قانون به عرف‌ها می‌کوشند.