محیط های محرک بازی کودک: عوامل مؤثر بر انگیزش بازی کودک در عرصه میانی مجتمعهای مسکونی
نویسندگان
1 استادیار گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان.
2 دانشیار گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان
3 دانشیار گروه علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید رجایی تهران.
4 دانش آموخته دوره دکتری معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان.
doi
10.22061/jsaud.2021.7140.1752چکیده
روانشناسان رشد معتقدند که تعامل کودک با محیط اطراف در رشد و شکوفایی تواناییهای فیزیکی و شناختی وی مؤثر است. کودکان گروه مهم کاربرهای عرصه میانی محیطهای مسکونی هستند. این مکانها اختصاص به بخش مهم زندگی روزانه کودکان دارند؛ بنابراین بهبود کیفیت آنها میتواند در رشد همه جانبه آنها مؤثر افتد. مرور ادبیات پژوهش نشان داده که بیشتر پژوهشهای اخیر بر ویژگیهای زمینهای بازی شهری تمرکز دارند؛ در حالی که فقدان زمین بازی در مناطق مسکونی، لزوم توجه به طراحی عرصه میانی مجتمعهای مسکونی برای انگیزش بازی کودکان را تأیید کرده است. دغدغه پژوهش برای ورود به این حوزه سهم عوامل کالبدی- عملکردی معماری بوده است تا از این طریق گامی در راستای بهبود کیفیت محیط به منظور ایجاد و افزایش انگیزش بازی کودک بردارد. رویکرد روششناسی پژوهش، روش ترکیبی (کیفی و کمی) است. بدین ترتیب که چارچوب نظری پژوهش با رویکردی کیفی و با هدف جستجوی ویژگیهای کالبدی- عملکردی و شناختی- رفتاری مؤثر در ایجاد و افزایش انگیزش بازی کودک تدوین شده و میزان و چگونگی تأثیر هر یک از مؤلفهها از تبدیل دادههای کیفی به کمی حاصل شده است. در این راستا با به کارگیری روش پیمایشی بر مبنای تکنیک دلفی، پس از ساخت و اعتبار یابی ابزار پژوهش، نگرش 100 نفر از متخصصین معماری مورد پرسش قرار گرفت. در نهایت عوامل کالبدی- عملکردی (نظارت پذیری، خوانایی محیط کودک محور، عوامل محرک طبیعی و سرزندگی محیط) و شناختی- رفتاری (تحریک حواس و تعاملات اجتماعی (نسلی- بین نسلی) مؤثر بر انگیزش بازی کودک به روش تحلیل عامل استخراج شدند.