ارزیابی عصبشناختی تعامل عاطفی و اجتماعی بازدیدکنندگان در فضاهای بینابینی موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، معماری، پردیس بین المللی، دانشگاه تهران
2 استاد، معماری، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22061/jsaud.2020.7022.1737چکیده
فضاهای بینابین که دو مکان اصلی را در کالبد معماری به هم وصل میکنند و در حد فاصل دو رویداد قرار میگیرند، نقش مهمی در چگونگی ارتباط انسان با مکان دارند. دو مقوله انسانشناختی و جامعهشناسی با عناوین آستانگی و دیگرانگی بهترین نمود را در درک و تعامل با فضاهای مابین در موزهها دارند که از طریق میزان تعامل و مشارکت احساسی ـ عاطفی و تعامل اجتماعی ـ رفتاری مخاطبان موزهها، قابل تحلیلاند. هدف این پژوهش درک بهتر ویژگیهای تأثیرگذار فضاهای مابین در تعامل بهتر با فضای موزه است. پرسش اصلی این است که چه ویژگیهای هندسی در فضاهای بینابین موزه میتواند تعامل عاطفی و اجتماعی را در مخاطبان افزایش دهد؟ برای پاسخ به این پرسش ازمشاهده و تحلیل رفتار و علم زبان بدن استفاده شد. در نهایت تحلیل دادهها براساس علم زبان بدن و یافتههای علم عصب شناسی صورت گرفت. برای موردپژوهی، موزه دفاع مقدس تهران برگزیده شد. پنج مفصل بینابینی سالنهای نمایشگاهی انتخاب و با مشارکت مخاطبان تصادفی و با نرمافزار آبزرور تحلیل رفتاری شد. یافتهها نشان داد که فضاهای "دیوار برجسته گچی" و "گذرگاه آجری"، بیشترین میزان تعامل عاطفی و "گذرگاه آجری" و مفصل "کف شیشهای"، بیشترین میزان تعامل اجتماعی را در فضاهای بینابین موجب شدهاند. هندسه نامتقارن، غیراقلیدسی، غیرساده و غیرمتصل و چندضلعیهای پیچیده، به جهت افزایش برانگیختگی مغز، هندسه مناسبی برای فضاهای بینابین موزه است. مدل تدوین شده برای پژوهش می تواند با ویژگی تکرارپذیری، در فرایند برنامهریزی پیش از طراحی و ارزیابی پس از طراحی موزههای با موضوع و موضع متفاوت، کاربرد داشته باشد.فضاهای بینابین که دو مکان اصلی را در کالبد معماری به هم وصل میکنند و در حد فاصل دو رویداد قرار میگیرند، نقش مهمی در چگونگی ارتباط انسان با مکان دارند. دو مقوله انسانشناختی و جامعهشناختی با عناوین آستانگی و دیگرانگی بهترین نمود را در درک و تعامل با فضاهای مابین در موزهها دارند. این دو مقوله از طریق میزان تعامل و مشارکت احساسی ـ عاطفی و تعامل اجتماعی ـ رفتاری مخاطبان موزهها، قابل تحلیلاند. پرسش اصلی پژوهش این است که چه ویژگیهای هندسی در فضاهای بینابین موزه میتواند تعامل عاطفی و اجتماعی را در مخاطبان افزایش دهد؟ برای پاسخ به این پرسش از رویکرد علم عصبشناسی رفتاری و مشاهده رفتار از طریق علم زبان بدن استفاده شد. برای مطالعه موردی، موزه دفاع مقدس تهران برگزیده شد و پنج مفصل بینابینی سالنهای نمایشگاهی انتخاب و با مشارکت مخاطبان تصادفی و با نرمافزار آبزرور تحلیل رفتاری شد. فضاهای "دیوار برجسته گچی" و "گذرگاه آجری"، بیشترین میزان تعامل عاطفی و "گذرگاه آجری" و مفصل "کف شیشهای"، بیشترین میزان تعامل اجتماعی را در فضاهای بینابین نشان دادند. هندسه نامتقارن، غیراقلیدسی، غیرساده و غیرمتصل و چندضلعیهای پیچیده، به جهت افزایش برانگیختگی مغز، هندسه مناسبی برای فضاهای بینابین موزه محسوب میشوند. این یافتهها میتوانند راهگشای چگونگی طراحی آستانهها در موزهها باشند.