بررسی نظام مند سخنان عیسی در موعظه سر کوه Q و اثربخشی آن بر رساله یعقوب

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته فلسفه وکلام اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاداسلامی، اصفهان، ایران.

2 دانشیار، گروه فلسفه وکلام اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.

doi
10.22108/coth.2023.137096.1812
چکیده

پژوهش حاضر تلاش دارد سخنان عیسی در موعظه‌ سر کوه Q و اثربخشی آن بر رسالۀ یعقوب را بررسی کند. نگارنده‌گان با به‌کارگیری روش توصیفی‌تحلیلی به این نتیجه دست یافته‌اند که با نظر به موعظه سر کوه Q و رسالۀ یعقوب این تئوری مطرح می‌شود که عیسی به‌مثابۀ یک مصلح اجتماعی که طریق تحول اجتماعی را در اصلاحات فردی، تغییر ارزش‌های فرهنگی و وارونه‌‌ساختن هویت‌ها می‌داند، دست به انقلاب فرهنگی در جامعه می‌زند و یعقوب  نیز به‌عنوان پیرو و ادامه‌دهندۀ اصلاحات عیسی، دارای چنین دغدغه‌ای است؛ ضمن آنکه هر دو هویت به لحاظ اجتماعی، از یک وجه، نمایندۀ تفکر واقع‌گرایی قلمداد می‌شوند؛ به این دلیل که قدرت‌نمایی در برابر امپراطوری قدرتمند روم را همان‌طور که زیلوت‌ها با شکست مواجه شدند، بی‌فایده می‌دانستند و از وجه دیگر، نمایندۀ تفکر ایده‌آلیستی قلمداد می‌شوند؛ زیرا با ارائۀ قواعدی فرااخلاقی به دنبال ساخت جامعه‌ای آرمانی هستند.