تحلیل کیفی پدیده تقلب در بین داوطلبان کنکور سراسری با تأکید بر سرمایه اجتماعی
نویسندگان
1
doi
10.22034/emes.2025.2025084.2552چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه کیفی پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی در میان داوطلبان کنکور سراسری در سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲ با تأکید بر سرمایه اجتماعی انجام شد. روش پژوهش: روش بهکاررفته در این پژوهش روش تلفیقی (کمّی و کیفی) بود. در بخش کیفی، با استفاده از روش نظریه دادهبنیاد، دادههای پژوهش گردآوری و تحلیل شد. روش نمونهگیری در این بخش بهصورت سهمیهای بود. در بخش کمّی نیز با استفاده از تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه و بهکارگیری روش نمونهگیری طبقهای، ۳۸۳ نفر از داوطلبان متخلف مورد بررسی قرار گرفتند. یافتهها: یافتههای بخش کیفی نشان داد که پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی بر اثر شرایط علّی شامل فشار اجتماعی، احساس نابرابری و الگویابی نادرست شکل گرفته است. شرایط زمینهای نظیر سن، جنس، تحصیلات، شغل و درآمد نیز بستر وقوع این پدیده را فراهم کردهاند. در مواجهه با این پدیده، طراحان آزمون از راهبردهای مقابلهای مانند تکثر و پراکندگی آموزشی استفاده کردهاند. همچنین شرایط مداخلهگر شامل رسانههای محرک، عدم پایبندی به مبانی اخلاقی و ضعف در کنترل اجتماعی بر گسترش تقلب و فریبکاری تحصیلی تأثیر گذاشته و پیامد آن به شکل «دوگانگی در درک تقلب» بروز یافته است. در بخش کمّی نیز تأثیر متغیر سرمایه اجتماعی و ابعاد آن بر پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی بررسی شد. نتایج نشان داد که بین متغیر سرمایه اجتماعی و اعتماد اجتماعی با تقلب تحصیلی رابطه معنادار وجود دارد، اما بین دو بعد مشارکت اجتماعی و حمایت اجتماعی با این پدیده رابطه معناداری مشاهده نشد . نتیجهگیری: یافتههای بخش کمّی با رویکردهای نظری موجود همسو بوده و نتایج بخش کیفی نیز با پژوهشهای پیشین همخوانی دارد. بهطور کلی، هنگامی که شرایط اجتماعی و محیطی بهگونهای باشد که افراد جامعه احساس آنومی و بیهنجاری کنند، احتمال بروز رفتارهای کجروانه مانند تقلب و فریبکاری تحصیلی افزایش مییابد و افراد بدون نگرانی بیشتری به انجام چنین رفتارهایی روی میآورند .